آب‌گینه

درباره بلاگ

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!

طبقه بندی موضوعی
پیوندها
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۰۰

الفبای شیعه

حضرتِ اباعبدلله؛ جعفر بن محمّد صادق (سلام الله علیه) فرموده‌اند:

«هرکس از شیعیان و محبّینِ ما که کتابِ سُلیم‌بن‌قیس‌هلالی نزدِ او نباشد، چیزی از امرِ ولایتِ ما نزدِ او نیست و از مسائلِ مربوط به ما چیزی نمیداند؛ آن کتاب، الفبای شیعه و سرّی از  اسرارِ آلِ محمّد (علیهم‌السّلام) است.»
 

    سلامُ علیکم و عظم الله اُجورکم!

اِن‌شاءلله قبول باشد تمامِ توجّهات و توسّلاتِ شما!

     محرّم و صفر که می‌شود خیلی‌ها سراغِ مقاتل می‌روند، در سال‌های اخیر هم که حمدِ خدا، در انواعِ  مختلف؛ صوتی، تصویری، منظوم... و در شمارگانِ بسیار و با عناوینِ مختلف منتشر شده‌است امّا در «فاطمیّه»، برای دانستنِ جزئیّاتِ ماجرا و مصیباتِ وارده، سراغِ چه کتابی باید رفت؟
 اگر می‌خواهید بدانید که در 24 ساعتِ پایانیِ عُمرِ مبارکِ پیام‌بر و سقیفه و بعدتر در 75 یا 95 روزِ پس از شهادتِ حضرتش، بر مولا و بانو چه رفته‌است و در آن روزِ سیاهِ واقعه، دقیقاً چه رخ داد و  عالی‌جنابان: «سلمان» و «ابوذر» و «مقداد» چه گفتند و شنیدند و چگونه مجبور به بیعت شدند و... خلاصه اگر می‌خواهید بدانید که باید بدانید چه خاکی بر سرمان  کردند؛ کتابِ
«سُلیم‌بن‌قیس‌هلالی» را بخوانید!

 البتّه که در این صحیفه، گزارش‌هایی از تاریخِ 25 سالۀ غصبِ خلافت، رهبریِ 5 سالۀ امیرالمؤمنین و خباثت‌ها و جنایاتِ حکومتِ 15 سالۀ معاویه هم آمده‌است که جنابِ سُلیم در طولِ 60 سال آن را رقمی کرده، درحالی‌که یا شخصاً در آن حوادث حضور داشته و یا از کسانی که حضور داشتند و موثّق بودند، نقل کرده‌است. علاوه بر آن و مهم‌تر از آن، سُلیم کتابِ خود را خدمتِ امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین (علیهمالسّلام) عرضه ‌کرده و بعد از او «ابان بن ابی عیّاش»، آن را در محضرِ امام زین‌العابدین و امام باقر (علیهماالسّلام) خوانده‌است و پس از آن هم «حمّاد بن عیسی»، خدمتِ امام صادق علیهالسّلام نشان داده‌است؛ پس با خیالِ راحت! بخوانید و البتّه دیگر نمی‌توانید امیدوار باشید و در دل بگویید که نخیر واقعیّت ندارد و اِن‌شاءلله این‌طور نبوده و...

کتاب را که به پایان بُردید، تازه خواهید دانست که تاکنون، بر سرِ منبرها و این‌جا و آن‌جا در روضه‌ها، سرِسوزنی از ظلم و جفایی که بر حضراتِ معصومین رفته‌است را نشنیده بودید و کمی بعدتر، به این فکر می‌کنید که نزدیک به هزار و چهارصد سال، حججِ پروردگار و  شیعیان‌شان، چه اندازه هزینه و خون داده‌اند تا دینِ الهی بی‌بدعت و تحریف، به دستِ من و تو برسد! 

 

* جنابِ سُلیم بن قیس پس از سال‌ها ثبت و حفظِ اسرارِ ولایت، از ظلمِ «حجّاج» به سمتِ ایران فرار می‌کند و در «نوبندجان»ِ فارس، نزدیکِ «شیراز» کتاب را به جنابِ «ابان» می‌سپارد و خود در سنِّ 78 سالگی، پس از آن همه مشقّت و رنج پرواز می‌کند. مزار و نشانی از ایشان وجود ندارد امّا خوشا ما که میزبانِ ایشان هستیم و خوشاتر که امانت‌دارِ دوّمِ این اسرار، یک ایرانی است! 

**  نسخه‌ای که من از این کتاب دارم، ترجمه، تصحیح و تحقیقی است از «اسماعیل‎انصاری‎زنجانی»، انتشاراتِ «دلیلِ ما»؛ مقدّمه و توضیحاتِ بسیار خوبی دارد و مفصّل در بابِ سُلیم و زندگی‌نامه‌اش، کتاب و اعتبارِ آن، اسناد و نسخه‌های متعدّدش و پاسخ به شبهات وارده به آن آمده‌است. جزاهُ الله خیرا!    

 

***  اسرارِ آلِ محمّد؛ سُلیم‎بن‎قیس‎هلالی، ترجمۀ اسماعیل‎انصاری‎زنجانی، دلیلِ ما،۱۳۸۰.

 

قرار است در آخرین جمعۀ سال؛ 28 اسفند، در شهرهای مختلف و چند کشورِ دیگر، مراسمی برگزار شود جهتِ استغاثه و دعا برای فرج. تقریباً از همۀ مراجع هم اجازه گرفته شده‌است. حالا اگر مثلِ من نتوانستید در راهپیمایی شرکت کنید، همان ساعت متوجّه باشید و همراهِ با دیگران دعا کنید و شاید پروردگار به حالِ زمین و ساکنانش، رحم کند و این سال‌های پایانی را بر ما ببخشد و نجات‌مان دهد. اقوامِ گذشته هم برای ظهورِ پیامبران‌شان دعا می‌کردند و پاسخ می‌گرفتند... خدا را چه دیدی؟! شاید سالِ دیگر، فاطمیّه فقط عزادار نباشیم و غیر از گریه‌کردن، انتقام هم گرفتیم! (مثلِ این که در تلگرام بسی طرف‌دار دارد و مسیرها و برنامه‌ها و ساعت‌هایش به تفصیل توضیح داده شده‌است. آدرسِ آن را که ندارم ولی این سایت را یافتم: استغاثه

 

نظرات  (۱۱)

خیلی خیلی ممنون که این کتاب را معرفی کردید
 وااای آن حدیث اول ... من چقدر شرمنده هستم که تا به حال نخواندم و نمیدانستم ....
پاسخ:

خیلی خیلی ممنون که خواندی، مریم جان!

حالا شُکرِ خدا می‌دانی و اِن‌شاءلله می‌خوانی.

 

سلام و عرض تسلیت شهادت حضرت زهرا و مظلومیت بی انتهای مولا علی
و ممنون به خاطر این پست.
البته در علم الحدیث قواعدی را برای فقه الحدیث و درایه می گویند که در مورد حدیث ابتدای پست مقصود از "لیس عنده من امرنا شیء" نفی مطلق ولایت نزد محبان و شیعیان نیست. میلیون ها یعه بوده و هستند و خواهند بود که نام کتاب مرحوم سلیم را هم نشنیده اند. همین قضیه در مورد فقره ی دیگر حدیث یعنی "و لا یعلم من اسبابنا شیئا" هم جریان دارد.
مهم نیست.
راستی کتاب کامل بهائی را که قاعدتا خوانده اید را هم روزی معرفی کنید خیلی خوب می شود. به ویژه شما ادبیاتی ها با بهاء الدین جوینی آشنا هستید و تاریخ جهانگشا و این جور حرف ها.... بعضی می گویند بهاء سنی بوده، حال فرضش را بکنید یک شیعه به نام عماد الدین طبری-غیر از عماد الدین طبری صاحب کتاب فوق العادۀ بشارة المصطفی(ص) لشیعة المرتضی(ع)- کتابی بنویسد پیرامون بزرگترین انحراف تاریخ بشر. نام کتابش السقیفه است ولی چون برای مرحوم بهاء الدین نوشته به کامل بهائی مشهور شده. مزیت هایی هم بر کتاب سلیم دارد از جمله وجود تحلیل های بیشتر در این کتاب.
زیاد حرف زدم.
تسلیت مجدد و صلوات برای تعجیل فرج

پاسخ:

متشکّرم.

بله بله؛ در بسیاری احادیثِ دیگر؛ از اخلاقی و عبادی و... هم این‌گونه است. 

نخیر؛ نخواندم و آشنایی نداشتم. خیلی متشکّرم بابتِ معرّفی و پیشنهاد و همین‌طور توضیحات. استفاده کردم. قدری هم جستجو کردم و چیزهایی یافتم.

البتّه درنظرم، هیچ سندی معتبرتر و مطمئن‌تر از کتابِ سلیم نیست؛ به جهتِ تآییدِ حضرات. 

عرضِ تسلیتِ متقابل. صلوات!

اصلاحات:
یعه=شیعه
حال فرضش را بکنید یک شیعه به نام عماد الدین طبری... کتابی بنویسد پیرامون بزرگترین انحراف تاریخ بشر
=
حال فرضش را بکنید یک شیعه به نام عماد الدین طبری... کتابی بنویسد پیرامون بزرگترین انحراف تاریخ بشر برای یک سنی، چطور آخر؟
ــــــــــــ
خاتمه:
1- بهاء الدین در باطن شیعه بوده.
2- به خاطر یادکرد قضیه ی 28 اسفند ممنون.
3- "پایانیِ عُمرِ مبارکِ پیام‌بر" را می شود تبدیل کنید به: پایانیِ زندگی مبارکِ پیام‌بر.
متشکرم.
پاسخ:

من سپاس‌گزارم که مطالعه کردید.

میانِ عُمر و زندگی، چه تفاوتی قائل هستید؟ من عُمر را انتخاب کردم، از این باب که حضرتش در دوجهان زنده هستند و...  

۲۴ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۳۸ هدهد باد صبا
از شما هم قبول باشد
چقدر قشنگ بود  : عالی جنابان ... :-)
خیلی ممنون آبگینه جان واقعا استفاده کردم
پاسخ:

لطف داری، عزیزم!

ممنون که خواندی.

 

خدا راقم این سطور رو خیر کثیر عنایت کنه...
انشالله...
پاسخ:

خیلی ممنونم بابتِ دعای خیرت، فاطمه جانم!

اِن‌شاءلله!

سلام نیلوجانم باید به شما تسلیت گفت سادات خانم مهربان ...
خدا را چه دیدی؟ شاید سال دیگر انتقام هم گرفتیم .... خیلی خوب بود این ....
چشم انشالله حتما میخوانم و ممنونم که گفتی
من یک اعترافی بکنم ؟ خیلی به این ولایتت حسودی میکنم ... خیلی التماس دعا ...

پاسخ:

سلام مریم جانم؛

خیلی ممنون که لطف داری و می‌خوانی. 

به من؟! عزیزم!  :) حتماً که حُسنِ ظن داری و محتاجم به دعا!

نمی دانستم این وافعه هم مقتل دارد. دست شما درد نکند.
پاسخ:
خواهش می‌کنم؛ ممنون که خواندی، عصمت جان!
چقدر بد که اکثریت یا میخوانند و یا خوانده اند و من فقط می توانم گوشه ی ذهن نام کتاب ها را به ذهن بسپرم که انشا ا...کی بشود که وقت آزادی در خانه ام را بزند و ......

راستی ، یعنی یک جور شیفته ی این انتقامم که نگو.... 

پاسخ:
اِن‌شاءللّه به زودی همهٔ کتاب‌های نشان‌کرده‌ات را بخوانی.

هععععی...

خیلی خیلی ممنونم که من را می‌خوانی، تک تک و وقت می‌گذاری و پیام می‌فرستی.
وفای نازنینم چند روزی پیدایت نیست، دلتنگ می‌شوم...
بله بله
در ظاهر تاییدات زیادی برای کتاب سلیم هست
ولی ده ها کتاب حدیثی داریم که از اصل سلیم معتبرترن.
خود سلیم غالبا مدح شده ولی کتابش به نظر دسته ای کتابشناسا و محدثای شیعه، یه کتاب مخدوش و حتی جعلیه.
کاری نداره. من کتابی می نویسم و چند تا حدیث -حتی مسند- درباره ی اعتبار کتابم، جعل می کنم.
به علاوه زمان سلیم، به برکت افتضاح و خباثت ابن خطاب، فرهنگ مکتوب، ممنوع بود. اگه قرن 4 و 5 زمان ظهور بود، برای ده ها کتاب حدیثی، مدح خیلی بیشتری از جانب ائمه(ع) می رسید.
البته این به معنای نخوندن اصل سلیم نیست. از بحث رجالی و حدیثی که نگاه کنیم کتابای حدیثی خیلی زیادتری داریم که از اصل سلیم معتبرتر هستن.
با احترام
پاسخ:
بسیاری علما؛ ازجمله: جنابِ «مجلسی» ایشان را تأیید کرده است و علاوه بر آن، مطالبِ این کتاب مخالفتی با قرآن و روایاتِ وارده ندارد. این ادّعای شما را می‌شود برای همۀ مکتوبات آورد، این که دلیل نمی‌شود و اشخاصِ بعدتر از جنابِ سلیم چه نفعی می‌بُردند از این جعل؟!  
بین زندگی و عمر از حیث کارکرد استعمالی فرقی وجود نداره.
اینم که حضرت تو هر دو جهان زنده ترین زنده ها هستن بحثی توش نیست.
ولی همین جور الکی دوست دارم وقتی کلمه ی عمر(omr) رو می نویسم یا بی صفت استعمالش کنم یا یه صفت بد مثل لعنتی و ملعون رو براش بیارم
یا اصولا وقتی محبورم صفت خوبی مثل مبارک و با برکت و... رو بیارم؛ از بن، عمر رو ساقط کنم و به جاش "زندگی" بنویسم. یه تعصب برائتی الکی و خوشدلانه :)
یه مجموعۀ ده جلدی رو یه انتشاراتی داره بازنویسی می کنه و من-الکی- مسئول ویرایش محتوایی اش هستم. البته تا حالا دو جلد از بازنویسی ش چاپ شده، من اونجا مثلا اغلاطش رو می گیرم و بعضا هم غنی سازی میشه. با اینکه من مسئول ویرایش صورس نیستم ولی هر جا عبارت عمر مبارک فلانی و عمر با برکت بهمانی مطرح بود همۀ کلمه های عمر رو تبدیل کردم به زندگی.
اللهم العن صنمی قریش...
پاسخ:
بله.
متشکّرم بابتِ توضیح.
موفّق باشید در آن ویرایش.
سلام علیکم
خدا خیرتان دهد!
پاسخ:
علیکم السّلام؛
شما را خیر دهاد که مطالعه کردید!