آب‌گینه

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

     از دیروزی که آقای «هاشمی» درگذشته، مردم و مسئولین خدمات و زحماتش را می‌شمرند و آیت‌اللّهش می‌نامند و حتّی به مرقومۀ رهبری هم که او را حجّةالأسلام خوانده، توجّهی ندارند! صبحی یادِ پدربزرگ کردم؛ سیزده چهارده ساله بودم که از دنیا گذشت و به پروردگارش پیوست. از او یک جفت نعلین و چند دست لباس و یک مشت قرص و دوا و البتّه کتابی دست‌نویس باقی ماند، به همراهِ یک کاغذِ مچاله‌شده که اجازۀ اجتهاد از آیت‌الله العظمی آقا سیّد «ابوالحسن اصفهانی» بود و ما تازه آن‌وقت دانستیم که از بیست ساله‌گی، اجازۀ اجتهاد داشته و  همۀ عمر، چیزی نگفته‌ است. باری خدا او و همۀ اولیای الهی را رحمت کناد که در میانِ اهلِ دنیا، با همۀ مقامات و کراماتشان گم‌نام زیستند و گم‌نام رفتند و تن به القابِ باید و شایدِ خود ندادند، حتّی پس از مرگ، که: «فِی السّماءِ مَعْروفون وَ فِی الاَرضِ مَجْهولون»**

حالا که این‌ها را نوشتم، شعرِ «رودکی» را هم به یاد آوردم که:

زندگانی چه کوته و چه دراز؛
                              نه به آخر، بِمرد باید باز؟

هم به چنبر، گذار خواهد بود
                              این رسن را، اگر چه هست دراز
خواهی اندر عنا و شدّت، زی
                             خواهی اندر امان، به نعمت و ناز
            خواهی اندک‌تر از جهان بپذیر
                             خواهی از ری بگیر تا به طراز
            
این همه باد و بودِ تو خواب است
                              خواب را حکم نی، مگر به مجاز
این همه روزِ مرگ یکسانند؛
                              نشناسی ز یک دگرشان باز

 

* سورۀ مبارکۀ «آل عمران»؛ آیۀ 163. 

** امیرالمؤمنین سلام الله علیه؛ نهج البلاغه.

*** آه؛ کاش پروردگار  پیش از مرگ، به من کمی فرصت عنایت کند برای صاف‌کاری! 

*** چه دردناک و عبرت‌آمیز است که گروهی حالا پس از مرگِ این بندۀ خدا، به یادِ انصاف و اعتدال افتادند و پس از آن همه انتقادِ به‌جا و بی‌جا، خدمات و زحماتش را برمی‌شمرند.  

نظرات  (۲۳)

۲۰ دی ۹۵ ، ۱۰:۵۷ ایستاده در غبار
متاسفانه این مرده پرستی ما را نشان میدهد و همینطور جوگرفتگی مان

پس شما از خانواده ی اهل علم هستید خدا پدربزرگ بزرگوارتان را رحمت کند

خیلی پست خوبی بود و به نکته خیلی دقیقی اشاره کردید


پاسخ:
مع الأسف!
رفته‌گانِ شما را هم! و چه خوش گفت که: 
گیرم پدرِ تو بود فاضل/ از بهرِ پدر، تو را چه حاصل؟!
سپاس که مطالعه کردید.
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۰:۵۸ دچــ ــــار
اگه به اون کاغذ بی اعتنایی نمیشد الان شما «اقازاده» و بیت فلان عالم محسوب می شدید و تبصره «آقازادگی» در این کشور شامل حالتون می شد ...

چه خوب که توفیق اجباری بی اعتنایی به این موهبت «خطرناک» رو داشتید :)
پاسخ:
بله، محتمل بود و متشکّرم بابتِ این ذمِّ شبیه به مدح! :))
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۱:۱۳ کوثر متقی
جالبه که توی تیتر پیام رهبر نوشته :پیام تسلیت رهبر انقلاب  اسلامی در پی ارتحال آیت‌الله #هاشمی_رفسنجانی
ولی خودشون توی پیام نوشتن جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی 


خدا پدر بزرگ شما را هم رحمت کن 

پاسخ:
شگفت است و پُرمعنا!

متشکّرم. رفته‌گانِ شما را هم!
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۱:۱۷ دچــ ــــار
مدح شما و حرکت پدربزرگتان بود 
و ذم آفت «آقازادگی» در مملکت ...
پاسخ:
بزرگوارید. 
از بابِ مزاح عرض کردم. 
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۱:۳۶ کمی خلوت گزیده!
...
پاسخ:
خصوصی بگو، مرضیّه جان! 
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۲:۱۹ هدهد باد صبا
چقدر آیه خوبی انتخاب کردی 
پینوشتها هم عالی....
پاسخ:
خوب شمایی، عزیزم!

ممنون.

باری..........آری
پاسخ:
بله.
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۵:۳۹ کمی خلوت گزیده!
... رو خودمم نمیتونم ترجمه ش کنم، می شد بجاش ترجمه اش رو مینوشتم! :/ :)
پاسخ:

:) 

مفید بود


همتتان مستدام
پاسخ:

خدا را شُکر.

 

سپاس. از آنِ شما هم!

 

این تعریف و تمجید ها دیگر بی فایده است...

خدا عاقبت ما را هم ختم بخیر کند...
پاسخ:

چه عرض کنم؟!

اللّهمّ آمین!

۲۰ دی ۹۵ ، ۲۰:۱۴ دکتر یونس
سلام و رحمه الله..
"ابولحسن اصفهانی " خودمون؟ همون که در ایوان نجف امیرالمومنین دفن اند؟ وای من عاشقشم.. نمیدونی چقدر دوست میدارمشون.. چه بابابزرگ محجوب و کار درستی داشتید ها.. الان با این فرصت آقازادگی که ازتون دریغ شده چه میکینید؟!! به نوادگان بقیه مراجع نگاه کنید ، باید دست ایشون رو ببوسید که شما رو در افتادن در مسیر سراشیبی دنیا و آخرت نجات دادن با این کتوم بودنشون.. واللا .. دیگه به ندرت از بیت آقایان ، ثمرات و نوادگان خوب و موجه میبینیم. متاسفانه..
راستی به اون شماره ای که داده بودید زنگ زدم. گفتن صبح ها اون بنده خدا هست و در رو باز میکنه منتها از 9 تا 1. گفتم دوستم صبح سر کاره. گفت یه روز قبلش بهمون بگن براشون کلید رو میگیریم که عصر  روز بعدش بیان و برن سر مزار و از عکس و صورت قبرشون عکس بگیرن. .. اوووف! اینقد رتلفن به این ور و اون ور زدم تا بالاخره یکی تو آستان بهم جواب داد. گفتم آبگینه خودم بهتره. باز مزاحم خودتون شدم. چه کنم رفیق دیگه ای تو مشهد ندارم خب!!
پاسخ:

سلامٌ علیکم و رحمة و برکاته؛

جنابِ ابوالحسن اصفهانی خودمان! :) 

بله. متأسّفانه.

مراحمی دکترجان و چشم! اِن‌شاءلله تا پایانِ هفته، سراغش را می‌گیرم.  

۲۰ دی ۹۵ ، ۲۰:۱۷ دکتر یونس
مریم هم متن خوبی نوشته بود:
http://horuf.blogfa.com/post-858.aspx

مسئله همین است. هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد. از دیشب دارم نوت‌ها، یادداشت‌ها و کامنت‌های ملت را می‌خوانم. دارم به حرف‌های مردم گوش می‌دهم. سوای اینکه بعضی ناراحت‌اند (که می‌فهمم چرا ولی من از قماش آنها نیستم) و بعضی شاداند (که باز می‌فهمم چرا ولی از این قماش هم نیستم) وجه اشتراک همه تحیر است. ولی چرا هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد؟ این بهت و حیرت از کجا آمده؟ منشأش چیست؟ چرا مرگ کودک دو ساله تا پیرمرد نود ساله را باور می‌کنیم ولی مرگ این شخص خاص دچار بهت و حیرت‌مان کرده؟ چرا باورمان نمی‌شود؟

به خاطر این نیست که از او برای خودمان یک «همه‌»ی بزرگ ساخته بودیم؟ حالا هرکس متناسب با درکش و دنیایش و دانشش و مشی سیاسی‌اش و نظرگاهش. یکی از او «همه‌ی پول ایران» ساخته بود، یکی «همه‌ی آزادی‌خواهی»، یکی «همه‌ی انقلاب»، یکی «همه‌ی سیاست»، یکی هم «همه‌ی قدرت ایران». همه‌ی پول که نمی‌میرد، همه‌ی قدرت را چه به سکته؟ همه‌ی آزادی‌خواهی که خاموش شدنی نیست. هان؟ همه، همه. همه نمی‌میرد. نمی‌تواند بمیرد. همیشه هست. خش هم به وجود همه نمی‌تواند بیفتد چه رسد به اینکه بمیرد. او را همه‌ای می‌دانستیم ثابت و لایتغیر و فناناپذیر. 

حالا این همه‌ شکسته و بهت‌زده‌ایم. مرگ آمده زده زیر پای پیش‌فرض‌مان و شوکه‌ایم. شبِ خبر تمام شده، فردا رسیده، خورشید از نو دمیده و انگار نه انگار که یک همه از دنیا رفته است. زندگی همچین شوخی خنده‌نداری است. اینطور تصورات‌مان را به بازی می‌گیرد و می‌نشیند عقب به تماشای عکس‌العمل‌مان. شاید هم توی دلش به این تکراری‌ترین تصور غلط بشری، به این توهمِ جاودانگی و همه‌سازی‌هایمان غش غش بخندد. کی می‌داند؟


پاسخ:

بله؛ جیغ و جار  را با اینوریدر می‌خوانم. هنوز آن‌جا نرفته بودم. ممنون بابتِ نقلش.

البتّه من و بسیاری دیگر دچارِ بهت و حیرت نشدیم. :)

خدا بر او و همۀ ما رحم کناد!

۲۰ دی ۹۵ ، ۲۱:۵۳ غـ ـزالــ
اوهوم  ...
چه خوب و دقیق...

پاسخ:
سلامت باشی.
۲۰ دی ۹۵ ، ۲۳:۱۲ میثم علی زلفی
متن ارسالی دکتر یونس بسیار زیبا و قشنگ بود.
پاسخ:
بله.
رحمت الله علیه رحمه واسعه 
پاسخ:
علیه و علیکم!
این قضیه که عجیب نیست نظر رهبر به هر دلیل این بوده که بگن حجت الاسلام ولی مراجع تقلید که سابقه بیشتری در فقه دارن ایشونو ایت اله خطاب کردن نظرات متفاوته شما از این قالب عناوین خارج بسین اصل قضیه رو ببین و اینکه اغلب سخنان هاشمی کاربردی بوده و امام به حرف ایشون و شهید مطهری بیشتر از همه گوش میدادن 
پاسخ:
من البتّه مرجعِ تقلیدم رهبری نیست ولی این گزارهٔ شما، مرجعیّت و فقاهتِ ایشان را زیرِ سؤال می‌برد! :)
ازقصا، جنابِ ایشان، لقب را بسیار دقیق و درست به کار برده و اصلاً تمامتِ نامه، بسی هوشمندانه و پُرمعناست.

عجب! مرجعِ تقلیدِ من پیامی نداده و لذا برایم مسئله نشد. جای دیگران اگر بودم ولی، حتمی در انتخابم تجدیدِ نظر می‌کردم. 
نخست: این مراتبِ حوزه، تعریف دارد، خیلی هم پیچیده نیست. طلبه‌های معمولی هم می‌توانند میانشان تمایز قایل شوند. 
دودیگر: چهره‌ها، مقامات، به‌نقلِ شما برخی مراجع و خیلِ مردمِ علاقه‌مندِ ایشان، از بابِ احترام و تعظیم، او را آیت اللّه می‌خوانند که البتّه در نظرِ من، این تسامح و تساهلِ ناب‌جایی است.
سه‌دیگر: در بابِ سیاست هم، می‌دانم و شنیدم که ایشان بسی خبره و سیّاس بوده ولی مهارت و مشاورت در امرِ حکومت‌داری که اثباتِ فقاهت و مرجعیّت نیست!

کدام مریم؟ مریمِ اصفهانیِ فیلسوفِ عزیز؟

فراموش نکنید بسیاری از حوزویان هم به فقاهت اقا اشکال داشتند (در سال 73) این نظر ها در حوزه است  وبراحتی تحمل میشود 
من انچه شرط بلاغست را به شما گفتم 
روشن و واضحه بی مهری های از سر حسادت به ایشون فراموش نمیشه واینکه هیچکس معصوم نیست ولی جنس بی مهری ها در رسانه ملی ما که تبعاتش برای افرادی مثل شما میشود این .......در تاریخ خواهد ماند تنگ نظری ها و ترس از بزرگ شدن هاشمی که منجر به کوچکی دیگرانی میشد که همه گونه وامدارش بوده اند باز هم بگویم ؟؟؟؟؟
پاسخ:
سلامت باشید. :)
سلام مجدد نکته ای رو عرض کنم شاید یادتون نباشه حضرات ایات عظام گلپایگانی و مرعشی نجفی تا اخر عمرشان در مکاتبات و پیام ها حضرت اقا را حجت الاسلام خطاب میکردند در حالیکه ایشون ایت اله بودند ولی نظر این دو بزرگوار اینگونه بود...میبینید بحث معیار های طلبگی نیست  
پاسخ:
من نمی‌خواهم با جنابِ‌عالی واردِ بحث شوم ولی پاسخِ سلام واجب است. سلامٌ علیکم و امّا جوابِ اِشکالِ اخیرتان: آن اوایل در آیت‌اللّهی رهبری هم بسی اختلافِ نظر بود! 
درضمن، بنده این یادداشت را از سَرِ مشکل با آقای هاشمی ننوشتم. بروید و جای دیگر، تمام‌قد از ایشان دفاع کنید.
بله اختلاف نظر بود و همین اقای هاشمی برای اثبات اجتهاد ایشون و جا انداختن رهبری ایشون  بسیار زخمت کشید 
همین الان هم تو حوزه ممکنه بعضی ها این نظرو داشته باشن 
۲۱ دی ۹۵ ، ۱۳:۱۹ پشت کوهها
اولیایی تحت قبایی ...
واقعا خدا اولیای الهی را رحمت کند .... 
خیلی خوب استفاده کردم از پست و کامنتها
پاسخ:
البتّه این عبارتِ زیبا، منسوب به صوفیه است.
متشکّرم بابتِ لطف و مطالعه.
به به عجب پدربزرگ عارف و بزرگی

اینجا البته بی بی سی میگفت بهش رئیس اپوزوسیون :)
پاسخ:

سلامت باشی!

:))

سلام.من از همون اول متوجه شدم این تفاوت لفظ حضرت آقا رو با همه ی بقیه! با توجه به اینکه جدای از موقعیت حضرت آقا ایشون جزو معدود افرادی هستند که درست و بجا الفاظ رو بکار میبرن، اما راستش ترسیدم جایی بگم این تفاوت رو :(
پاسخ:
سلام بر شما؛
بله و البتّه نه همیشه!

مولا فرمودند که: حق را بگویید، حتّی اگر به ضررِ شما باشد. 
عزیزانی که فکر کردین نظر ایشون حکم حکومتیه و اینقدر قالبی فکر میکنین ... زیاد فکر نکنین سنت شکنی سخته فکر کردن و بزارین برای بقیه !!!!
سایت مقام معظم رهبری رو نگاه کنین بجز پیام ایشون بقیه حجت الاسلام ها تبدیل به ایت اله هاشمی شدن  

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی