آب‌گینه

آب‌گینه

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

آدمی، به آن‌سوی اندوه می‌رسد...*

     

سرما همه‌جا هست، همیشه هست. تو را نشانه گرفته است. سکوت است و تاریکی. ترس است و یأس است و دل‌تنگی. جای آدم‌ها پُر است از چیزها؛ صندلیِ خالی، لباس‌های کمد، تابلوی روی دیوار... خیال‌ و خاطره‌ها امّا می‌آیند و می‌روند و جز من، از هر که فراموشانند...**

راه‌رفتن، چیزهای همیشه را نگاه‌ کردن، نشستن، به چیزی فکر کردن، خیال کردن، با خود حرف زدن، دراز کشیدن، چشم‌ها را بستن، منتظر نبودن، سکوت‌کردن، سکوت‌کردن، سکوت کردن...  (+)

 

* سطری از «اوپانیشادها»

** یادها خیلِ کفن‌پوشانند
        جز من از هر که فراموشانند
روح‌ها، خاطره‌ها این‌جایند
        می‌روند از دلم و می‌آیند
                                 (حسین منزوی)