آب‌گینه

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

   

 در میانۀ جولانِ فیلم‌های رقّت‌برانگیز و آبروبَرِ دوستانِ بی‌غیرت و دشمنانِ منافقِ سینمای ایران، چندسالی هست که جوانی، جوان‌مَردی آمده است و برای وطنش فیلم می‌سازد و نه برای غریبه‌ها و جشنواره‌ها! به کشورش، به قلب و زخم و حماسه و قهرمانِ مردمش وفادارست و به آن‌ها، نه سهواً و نه عمداً خیانت نمی‌کند! او از حقیقت می‌گوید و  بسی هم خوب می‌گوید. اصلاً در زمانِ خودش، بی‌نظیر است و البتّه که هربار، قصّۀ جدید را از قصّۀ قبلی، شاه‌کارتر و سزاوارتر! 

    جنابِ محترم؛ محمّد حسین مهدویان! کاش می‌شد بساطِ متعفّن و فاسد و مفت‌گرانِ تلویزیون و سینمایمان را به هم بپیچیم و هرچه سرمایه و امکانات و آدمِ معدودسالم داریم، در اختیارت بگذاریم، همه لال شوند و تنها و همواره، تو را ببینیم و بشنویم. امشب، با همۀ علاقه و عاطفه‌ای که نسبت به ابراهیمِ سینمای ایران داشتم،  دیگر نتوانستم مقاومت کنم و پیشِ چشمم، حتمی شاگرد بر استاد، پیشی گرفته است و بسی بسی پیش‌تر!    

 

  
تیزر متفاوتِ فیلمِ سینمایی «ماجرای نیم‌روز»
سازندۀ تیزر: «حسین جمشیدی گوهری» و «سحاب زری‌باف»

 

_ در فیلمِ «ایستاده در غبار» هم البتّه گفته بودم که قدری، بی‌طرفی و بی‌احساسیِ کارگردان در رویدادها، رنجم می‌دهد و در مصاحبه‌های کارگردان خواندم و شنیدم که عمدی است و الزامی.

_ چقدر مبارک است و شگفت است که همۀ عوامل؛ از بازیگران تا سازنده‌گان، هیچ‌یک ستاره و شناخته نیستند و با این وجود، باز هم کار، این قدر درخشان است و درجه یک! خدا را شُکر که نزدِ دوست و دشمن، قوی و ضعیف، محترم است و موردِ تأیید! 
_ مابقی چه جگری دارند که باز هم فیلم می‌سازند! والّا! :دی

_ چقدر گفتن از منافق برای امروزِ ما، لازم و باید بود و آفرین بر این انتخابِ رندانه!

_   تیتراژِ فیلم که تمام شد، روی صندلی و خیره به پرده، نشسته بودم و انگار، در گوشم «محمّد نوری» می‌خواند که:

               ما برای بوسیدنِ خاکِ سَرِ قلّه‌ها،

                                چه خطرها کرده‌ایم، چه خطرها کرده‌ایم!  

              ما برای آن که ایران، گوهری تابان شود،

                               خونِ دل‌ها خورده‌ایم، خونِ دل‌ها خورده‌ایم!

 

_ در اینستاگرامِ مهدویان خواندم که بابتِ نامزدهای جشنواره و تضییعِ حقِّ دوستانش و عواملِ فیلم، ناراحت است و چه متنِ خوبی هم نوشته بود! سالِ قبل، در حقِّ «حاتمی‌کیا» هم اجحاف شد و آن وقت هم نوشتم که اصلاً مگر آرمان و ارزش و زیبایی، بی‌دشمن و رقیب و حسود ممکن است؟!   

_ در بابِ فیلمِ «ایستاده در غبار» +

_ در بابِ فیلمِ «بادیگارد» +

_در بابِ «جشنوارۀ فیلمِ فجر» + 

نظرات  (۲۵)

ویدئو دیده میشود؟
۲۰ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۲۵ تبارک منصوری
نه متاسفانه دیده نمیشود :)

۲۰ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۲۶ تبارک منصوری
چرا چرا،حالا دیده میشه :)
پاسخ:
بله.
خیلی ممنون بابتِ پاسخ. :)
تبارک: چه نامِ زیبایی!

خوش آمدی!
۲۰ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۳۱ تبارک منصوری
آقای مهدویان هم در نوع خودش نابغه است و تشخیص متفاوتی از بقیه داره در انتخاب بازیگران...
اونطور که خودش میگفت جواد عزتی پتانسیل لازم برای بازی در این نقش رو داشت و هیچکس دیگه ای رو نمیتونستم جای اون بذارم و این در حالیه که ما جواد عزتی رو غالبا در نقشهای طنز و همیشه دست پاچه و خجالتی میدیدیم :)
پاسخ:

بله بله!

خدا راشُکر که هست و امیدِ تیمِ ماست! :)

۲۰ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۳۲ کمی خلوت گزیده!
وای چقدر دوست دارم ببینم...
امروز پوسترشو دیدم...
انقدر سینما حال به هم زن بوده همیشه، فیلم خوبم میاد، تا به خودم بجنبم تموم شده...
من با گوشی نمی بینم تیزر رو...
با لپ تاپ هم امتحان میکنم میگم...
پاسخ:

می‌بینی، اِن‌شاءلله!

اوهوم.

 من به سختی تونستم بلیط بگیرم. تهران که خیلی راحته!

قربانت! انگار مشکلِ فنّی حل شد. :)

 

۲۰ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۳۴ تبارک منصوری
ممنونم از خوشامد گویت :)
و ممنون از لطفت ... اسمم انتخاب پدرمه و منم خیلی دوسش دارم... ولی نمیدونم چرا توی فضای مجازی اغلب فکر میکنند که من آقا هستم :))
پاسخ:

خواهش می‌کنم. :)

الأسماءُ تُنزلُ مِن السّماء! نامِ تبارک بر تو مبارک! :) 

عجب! :))

با سلام
اول آنکه من با همراهم تیزر را دیدم
دوم؛بابت معرفی ممنون
سوم؛ظاهرا علی رغم خوشامدتون از اتفاق خلاف آمد عادت این فیلم و هم قِسم هایش در کارناوال فجر؛دوست و دشمن این دوره و فیلم هایش را تعریفی ندانسته اند
چهارم که بادیگارد را دیدم و نپسندیدم(آژانس شیشه ای خیلی خوش ساخت تر بود هم روساخت و هم زیرساخت و هم ژرف ساختش)

پاسخ:
سلام بر شما؛
بله، تشکّر.
خواهش می‌کنم.
باقیِ فیلم‌ها بله ولی تا آن‌جا که من دیدم و شنیدم و خواندم، از این فیلم بسی تعریف بود! «فراستی»ِ سخت‌گیر هم میانهٔ همهٔ فیلم‌های این دوره، ماجرای نیم‌روز و ویلایی‌ها را فیلم دانسته و محلِّ اعتنا.

بادیگارد عالی نبود ولی لازم بود! 
من هم البتّه آژانس و چ را بیش‌تر دوست می‌دارم.

من نوعاً فیلم های معروف و مشهور را می بینم(چه بد باشد چه خوب) اما مجانی و بدون بلیط !! یعنی تا حالا پول برای سینما نداده ام!!
بعد از پخش فیلم، کارگردان هم می آید و در بارۀ فیلم توضیحاتی ارائه می دهد که همزمان نقد فیلم هم محسوب می شود.
راستش برای این فیلم هنوز دعوت نشده ام. ولی حتماً روزی نه چندان دور، به تماشایش خواهم نشست. 
یادم می ماند که آنجا یادداشت شما را به آقای مهدویان منتقل کنم.

موفق باشید.
پاسخ:

پس «کوثر» درست حدس زده بود که حضرتِ‌عالی از جرگۀ آقازاده‌ها هستید! :)

منِ بیچارۀ متعلّق به طبقۀ وسطِ جامعه که باید از یک ماهِ قبل، در لیستِ رزروِ خریدِ بلیط باشم و در نهایت هم شاید بتوانم بگیرم و بسیار شاید هم نه!   

 

سلام برسانید و بفرمایید که پس از فیلم، بسی دعا رفت!

جدا از محتوای پست که موافق بودم و عالی بود،

من عاشق نثر تو ام.....
پاسخ:

خوش به حالِ نثرِ من! :)

عزیزم! :*

جشنواره یه جوری شده که متعهد ها وقتی جایزه نمیگیرن باید افتخار کنند که جایزه ی این جشنواره رو نگرفتن
متاسفانه



تناسب اسمی و آرمانی نداره دیگه این جشنواره با انقلاب!
مثل خیلی چیزای دیگه مون


+بادیگارد خیلی خوب بود اما بعد آژانس از حاتمی کیا انتظار بیشتری داریم
آژانسی که هنوزم بعد این همه سال و بعد این همه دیدن از اول تا آخرش رو میبینیم و بغض میکنیم
پاسخ:

بله، واقعاً!

هععععی!

سکانس‌ها و دیالوگ‌هایش را حفظیم، حتّی! :)

البتّه جنابِ «فراستی» اشکالاتی بر آژانس دارد که برخی به‌نظرم، درستند.  

 

سلام علیکم

متشکرم که داستان فیلم را لو ندادید. همیشه پستهای معرفی و قلم  شما تاثیر گذارند و خیلی مشتاق شدم که من هم ببینم. 
پاسخ:

علیکم السّلام؛

خواهش می‌کنم. حضرتِ‌عالی، همیشه لطف دارید.

بله؛ حتماً ببینید و محظوظ باشید. 

۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۳۳ دچــ ــــار
ماجرای نیمروز واقعا فیلم بود شعار نبود 
خوشم اومد از بی طرفی اش (حس همزادپنداری کردم با این وجهش:)

+ فقط همین فیلم را دیدم از جشنواره و خودم را متهم نمی کنم به طرفداری از جریان خاص :) باید این فیلم را می دیدم :/ و حق خودم میدانم که تحسینش کنم:) 
پاسخ:

متشکّرم بابتِ همراهی.

بله؛ خیلی فیلم بود و قابلِ تحسین! :)

من البتّه بی‌طرفی و ممتنع‌بودن را نمی‌پسندم ...

 

من هم از جمعِ همۀ فیلم‌ها، تنها همین را انتخاب کرده بودم و دیدم.

۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۱۳ دچــ ــــار
خواهش میکنم 
مخصوصا اون کمال خیلی باحال حرف میزد :)
پاسخ:
حاج احمد! :)
۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۳۳ دچــ ــــار
آره حاج احمد متوسلیان توی فیلم قبلی آقای مهدویان
پاسخ:
بله.

اولاً اینکه بگم میانۀ ما با خانم «کوثر» به این سادگی ها شکرآب نمی شود!! فقط محض اینکه گفته باشم :)

ثانیاً اینکه ما خودمون شلاق خوردۀ آقا زاده ها هستیم.

ثالثاً اینکه اگه رئوفِ بی نوا آقازاده بود، بلاگر نمیشد. می رفت بجای سیاهه گری!  پِیِ آقا زادگی و بی دردی و دنیا گردی اش...! بعدش هم، مگه هر کس پول سینما نداد میشه بهش گفت آقازاده؟ خب الآن مددجوهای کمیته امداد هم مجانی میرن سینما. یعنی ماشین سوارشون میکنن می برندشون. با این حساب اونها هم باید آقازاده باشن دیگه؟ ولی نع، عُمرن که این وصله ها بهشون بچسبه!!

حالا من که هیچ، اما می ترسم یکی از همین آقا زاده های سلفی بگیر بابا مرده، بیاد اینجا و مرقومۀ شما را بخونه، اونوقت حَتم دارم بهش بر می خوره و از اینکه شأن وشئون اونها رو به امثال ما پابرهنه ها نسبت دادی، غمباد میگیره و از پریشان حالی میمیره. اونوقت خون کثیف و گرانقیمتش می افتد گردن شما و خانم کوثر.!! از ما گفتن بود...

پاسخ:
:))
این توضیحات دیگر فایده ندارد، جنابِ رئوف! 

بزرگوارید و محترم.
۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۳۶ هدهد باد صبا
سلام آبگینه جانم

من هم دیدم  خیلی خوب بود خیلی خوب بود ...
بعد فیلم همه تو سینما دست زدن با تیپ های مختلف 
پاسخ:
سلام عزیزم؛
اوهوم.
خدا راشُکر!
۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۴۰ هدهد باد صبا
پست جدید کو پس؟ 
پاسخ:
جایش را با این سینمایی عوض کردم. 
گفتم این یکی هنوز تازه‌ست و شاید نظراتِ دیگری دریافت کنم.
۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۴۰ هدهد باد صبا
راستی زیر سقف دودی هم خوب بود. ندیدی؟
پاسخ:
ندیدم.
به‌ندرت سینما می‌روم برای فیلم. باید خیلی تعریف بخوانم و بشنوم تا همّت کنم و در سینما تماشایش کنم. این هم باشد، وقتی سیدی‌اش درآمد. :)
الان این درسته دل ما رو آب میندازید؟ خو ما ندیدیم چه کنیم؟ تیزرش که خیلی باحاله. من عاشق ایستاده در غبار بودم. یه بار رفتم دیدم اینقدر گریه کردم اصلا نفهمیدم چی شد. دوباره رفتم دیدم این دفعه گریه ام کمتر بود دیالوگا رو با دقت میخوندم و میشنیدم.. بازم دلم میخواد ایستاده در غبار رو ببینم. الان یعنی این ماجرای نیم روز از ایستاده در غبار قشنگ تره؟!!
خو دلم آب میشه تا بیاد.ولی این حَج حسین مهدویان(اصفهونیا به فرمانده شون میگن:حَجی!) خوووووووووووووووب از خجالت هیئت داوران و فیلم فجر با اون یادداشتش درومده بود! تشبیه جشنواره به طویله از هرکسی بر نمیاد. احتمالا دیگه خواب سیمرغ رو هم نمیتونه ببینه!!
پاسخ:
عزیزم! :)
اِن‌شاءللّه به زودی اکران می‌شه و می‌بینی.
من با ایستاده در غبار گریه نکردم. نمی‌دونم چرا! اصلاً از خودم تعجّب کردم. شاید این روایتِ صرفِ ماجرا و  زندگی‌نامه‌هایی که از حاج احمد خونده بودم و خیلی عاطفی‌‌تر و حسّی‌تر بود و...نمی‌دونم. بالاخره که گریه نکردم. آخرش را هم خیلی خوشم نیومد و در یادداشت هم نوشته بودم.
هوم، به‌نظرم خیلی جلوتر بود.
آره! دمِ حجی و آلِ احمد گرم! :)

بهتر! در خبرها خوندم که پنج تا از داورها تابعیّتِ خارجی دارن!!  باور می‌کنی، از اون وقتی به فکرم رسیده، اگه  صاحب و امامِ زمان نداشتیم و رهبری مقاومت نمی‌کرد، این جماعت مملکتو دو دستی تقدیمِ اجنبی می‌کردن!!
:)
خوبه دیگه!
مفتی مفتی آقازاده هم شدیم!
خوش بحال تاوان بانوی ما :)

ببین چه کرد ماجرای نیمروزِ جنابِ مهدویان.
پاسخ:
:)

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد ....

 

خیلی زیبا بود

خیلی خیلی ممنون .....

 

پاسخ:
سلامت باشید!
وای روز های سر زمستان را هم خیییلی خوب ساخته بود یادمه اولین بار که دیدمش نصف شب بود خوابم نمی برد و نشستم نگاش کردم و مسخش شدم...

ایستاده در غبار هم که میخ کوب کننده بود 
مامانم را به زور بردم ...و بعد که حالشون بد شد می گفتن یاد این فیلم خیلی قدرت بهم داد (به خاطر اون تیکه های دستگیری بعد از عمل قلب باز و جراحی بدون بی هوشی مخصوصا...)

چه بازیگرایی نیمه طنزی هم آورده ...چرا تِمشون بادمجونی!! :))
ممنون 
 
پاسخ:

هوم؛ «آخرین روزهای زمستان» خیلی عالی بود. من که اوّل فکر می‌کردم، مستند است و نه فیلم! «مسخ» خیلی بارِ مثبت نداره، کوثر جان! :) بگو: مبهوت شدم، خیره شدم، خشکم زد و...

آخی! بله، سکانسِ تکان‌دهنده‌ای بود! خدا مادر را حفظ کنه، اِن‌شاءلله.

«جواد عزّتی» خیلی خوب و متفاوت بود. :))

 

بابتِ چی ممنون؟

ممنون=برای نوشتن از ماجرای نیمروز

یه ممنون هم برای تصحیح کلمه م‎:)‎

پاسخ:

سلامت باشی!

 

پیامِ جنابِ رئوف را خواندی؟ :)

 

احتمالا آقای مهدویان خدمتشون می رسن براشون اکران خصوصی میذارن! ازین بابت که هنوز دعوت نشدن

‎:D

پاسخ:
:))

آفرین! :دی
سلام

مدت هاست از نوشتن این پست می گذره،پریشب فیلم را در سوپرمارکت محله دیدم و خریدم.باتوجه به اینکه بیشتر از خیلی،از حد معمول و معقول،درباره مجاهدین می دانم(به جهت علاقه شخصی بسیار درموردشان خوانده ام و دیده ام و پرسیده ام) بسیار از فیلم لذت بردم،چرا که به واقع مستند ساخته شده بود.در خیلی از قسمت های فیلم،در دیالوگ ها و چهره ها و حتی مکان ها و ساختمان ها،ریزبینی ها و نکته هایی وجود دارد که مخاطب عام حتی متوجه آن ها هم نمی شود،ولی اگر کسی مثل من بر حسب اتفاق یا علاقه،تاریخ سازمان را بداند،با دیدن و شنیدن آن نکات ریز،بسیار از فیلم لذت خواهد برد.
آفرین بر نویسنده فیلم و طراح  صحنه و بالتبع کارگردان که این موضوعات را لحاظ کرده بود و فیلم را با غلظت بالایی مستندواره نمایش داد.خوب بود.خیلی
پاسخ:
سلامٌ علیکم؛
بله، می‌دانم که در این موضوع اطّلاعاتِ بسیاری دارید. 
خوشحالم که مقبول افتاد!
بله٬ گروه و عواملِ خوب و کارگردانِ خوب‌تر.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی