همه شب...

به امیدِ آن که شاید برسد به خاکِ پایت

چه پیام‌ها سپردم همه سوزِ دل، صبا را

چه زنم چو نای هر دم، ز نوای شوق او دم

که لسانِ غیب خوش‌تر بنوازد این نوا را:

«همه شب در این امیدم که نسیمِ صبحگاهی

به پیامِ آشنایی بنوازد آشنا را»

ز نوایِ مرغ یاحق، بشنو که در دل شب،

غمِ دل به دوست‌ گفتن چه خوش ا‌ست، شهریارا!

 

_ دعایم کنید، من هم راهیِ آن بهشت شوم...

_ بعضی چیزها را نمی‌توان گفت؛ قلبت را می‌لرزاند، دلت را می‌سوزاند، خوابت، بیداری‌ات، شب و روزت را پُر کرده امّا به کلمه نمی‌آید. می‌آیی بگویی و بنویسی، می‌بینی نخ‌نماست، تکراری‌ و تصنّعی‌ست و اصلاً چه فایده... به‌قولِ «سیّدحسن حسینی»:

سرخوشم با این همه، زیرا که میراثِ جنون
                        نسل اندر نسل از آبا و اجدادم رسید
هیچ کس دادِ من از فریادِ جان‌فرسا نداد
                       عاقبت خاموشیِ مطلق به فریادم رسید

_ دستِ بسته و دلِ تنگ به خواندن و نوشتن نمی‌رود... می‌آیم به زودی اِن‌شاءلله و خدمتِ دوستان هم می‌رسم.                                                             

۵ موافق ۰ مخالف
سلااام

انشالله با هم راهی بشیم :)

چقدر این شعر شهریار  خوبه ...
 
نبودنت خیلی محسوسه آبگینه جانم زودتر بیا 

سلام عزیزم؛

بله.

لطف داری و ممنونم.

التماس دعا از منه مدیونی اگه یادم نباشی..‌‌...

یادت بودم و هستم، نه از سَرِ دین که مِهر!

یا امیر المومنین

به به  خیلی لذت بردم از یادآوری این غزل شاهکار

 

الحمدلله.

سلام علیکم
ایام تسلیت
داغمان را تازه کردید ایشاللّه نصیب همه ی مومنان به زودی


علیکم السّلام؛

سپاس. عظم اللّه اُجورکم!

اِن‌شاءللّه.

ما هم شوق ورطۀ جنون داریم.

ناقص است آن کس که از فیضِ جنون کامل نشد

در چنین فصل بهاری هر که عاقل ماند، ماند...

متشکّرم.

میراث جنون ...

عالی 

سلام و خوشحال شدم که بین به روز شده ها دیدمتان

سلام بر شما؛

لطف دارید.

انشا الله بزودی راهی کوی دوست می شوید

اِن‌شاءللّه. به دعای شما.

متشکّرم.

می آیید یعنی اینکه الان رفتید؟! :)
سلام

جایی نرفتم. به دوستان و همسایه‌ها سَر نزدم، بیش از ده روز.

سلام بر شما.

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان