آب‌گینه

آب‌گینه

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

در این فسوس‌آباد

به غیرِ دل که عزیز و نگاه‌داشتنی است

جهان و هر چه در او هست، واگذاشتنی است

 

نظر به هر چه گشایی، در این فسوس‌آباد،

دریغ و درد بر اطراف او نگاشتنی است

 

چه بسته‌ای به زمین و زمان، دلِ خود را؟

گذشتنی است، زمان و زمین گذاشتنی است

 

تو را به خاک زَند، هر چه را برافرازی

به غیرِ رایتِ آهی که برفراشتنی است

 

همین سرشکِ ندامت بود، دلِ شب‌ها؛

درین زمین سیه، دانه‌ای که کاشتنی است

 

به شُکرِ این که تو را چشمِ دل گشاده شده‌است

به هر چه هست، ز عبرت نظر گماشتنی است

 

کسی که دردِ دلش را فشرده، می‌داند

که دردنامۀ صائب به خون نگاشتنی است

 

اگر به خون ننویسی، به آبِ زر بنویس

که عزّتِ سخنِ اهلِ درد، داشتنی است

 

*   غزلی سرودۀ صائبِ تبریزی.

** عکس: اصفهان، آرام‌گاهِ صائب. 

    بیتِ ابتداییِ غزل را بر دیوارۀ مقبره، به خطِّ خوش نوشته بودند.  

  • آب‌گینه