آب‌گینه

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

اگر مَرد بودم...

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۷ ق.ظ

    دیروز کارِ بانکی داشتم و نشستم به انتظار و تماشا تا نوبتم شود. در میانِ باجه‌دارانِ مَرد، سه خانم هم حاضر بودند و مشغول پاسخ به مراجعین. در اثنای کار همه‌گی با هم می‌گفتند، می‌خندیدند، از هم سؤالی داشتند و پاسخی می‌گرفتند و... در میانِ مراجعین هم همه‌گونه مَردِ پیر و جوان، خوب و بد، با فرهنگ و بی‌فرهنگ و... بود و باید با آن‌ها هم سَر و کلّه می‌زدند. به این فکر کردم که در چنین فضایی، زنِ بیچاره اگر خود هم نخواهد، نمی‌تواند ارتباط برقرار نکند. نمی‌شود که با همکار قهر بود و حرف نزد،  نخندید، احوال‌پرسی نکرد و... دورۀ «احمدی‌نژاد» بود که می‎خواستند در ادارات، شهرداری، آموزش و پرورش و... مرد و زن را تفکیک کنند و ملّت آن سَر و صدا و کولی‌بازی را راه انداختند!

دو سالِ پیش، سوارِ اتوبوسی از شرکتِ واحد و در سطحِ شهر شدم و دیدم که راننده زن است. چند وقتِ پیش، تعدادی زنِ روستایی دیدم که در چمن‌کاری‌های بلوار، مشغولِ جمع‌کردنِ علف‌های هرز بودند، سبزی‎فروشیِ محلّ‌مان هم، صبح‌ها وقتِ رفتن به میدانِ میوه و سبزیجات، خانمش را پشتِ دخل می‌نشاند. درهواپیما، قطار، رستوران، هایپرمارکت‌ها هم زن‌ها خدمات و سرویس می‌دهند! به من که بَرمی‌خورد! به‌نظرم کسرِ شأنِ یک خانم است که در این جایگاه قرار گیرد. البتّه که می‌فهمم برخی به‌اجبار مشغولند ولی می‌دانم که بسیاری هم، مجبور نیستند!    
در بانک، از ذهنم گذشت که اگر مَرد بودم، محال بود با کارِ همسرم در فضای مردانه موافقت کنم. حالا هر چقدر هم دیگران به من بگویند: متحجّر، شکّاک و عقب‌افتاده!
البتّه که باید اعتراف کنم، به رغمِ مخالفتم با این پدیده، اکنون به عنوانِ یک زن، از حضورِ خانم‌ها در بانک، در فروشگاه، در تاکسی تلفنی و... بسیار منتفع هستم!

موافقین ۶ مخالفین ۱ ۹۶/۰۴/۱۲

نظرات  (۱۳)

۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۰:۲۱ هدهد باد صبا
خب متحجر 
شکاک 
عقب افتاده  هستی :))
پاسخ:
خودتی! :)
۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۰:۳۳ میثم علی زلفی
شما خانم ها یکی از علل بی کاری جوانان هستید
خوبه یکم شرم کنید
:))
آخ اگه رئیس جمهور می شدم جز زنان سرپرست خانواده و موارد خیلی خیلی خیلی ضروری همه رو اخراج می کردم
فکر کنم 2 میلیون شغل راحت درست می شد!!

+عوض شما ما هرجا می ریم از بی حجابی خانمها منتفع می شیم:((
پاسخ:
بله، موافقم! :)
شما هم اگر می‌خواستید، چون احمدی‌نژاد و قالیباف نمی‌توانستید و اجازه نمی‌یافتید.
باور کنید که ما خانم‌ها هم از دیدنِ این تصاویر، اگر بیشتر از شما نه، کمتر از شما رنج نمی‌بریم! باعثِ تأسّف و آبروریزی است!
۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۰:۳۹ دچـــــ ــــــار
من یک خاطره ای دارم مربوط به سال 94
+ روز زن بود و من در منزل مشغول تعمیراتی بودم که گچ کم آمد و رفتم از مصالح فروشی مقداری گچ بگیرم دیدم فروشنده ی آنجا یک خانم هست!
پاسخ:
تشکّر از خاطرهٔ خوبِ شما! :)
۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۳:۳۳ خانم الف..
نه موافقم نه مخالف :)
پاسخ:
پس یعنی مخالفی! :)
دلیلت خواهرم؟! :دی
۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۵:۱۹ غـ ـزالــ
کاملا باهم دیگه هم نظر ایم... 
کسر شان ه دقیقا.... 


پاسخ:
ممنون بابتِ همراهیت و ابرازش. :*
۱۵ تیر ۹۶ ، ۱۹:۳۳ خانم الف..
نه واقعا کاملا مخالف نیستم :)
اینکه تو این شرایط، وقتی تو یک خانواده مرد شاغل هست، شاغل بودنِ خانم میتونه فرصت کار رو برای یک سرپرست خانوار دیگه که بیکاره از بین ببره موافقم.
اما اینکه به طور کل با کار کردن خانم ها بیرون از منزل مخالفت بشه، موافق نیستم.
پاسخ:
:)
۱۶ تیر ۹۶ ، ۱۵:۲۶ سوره کوثر
امر به معروف بیشتر از اون که وظیفه حکومت باشه، قرار بود یک نهضت مردمی باشه. اما با این همه "بی برکتی" های بی سر و ته، مثل ربا و رشوه و کم فروشی های مادی و معنوی ملت در حق همدیگه، مگه جای شوق برای امر به معروف مونده؟ مردم هم توی این دست جریان‌ها، خواسته یا ناخواسته با موج های مدرنیته هم‌سو میشن و غرق در سیطره‌ی "اکثریت"!
پاسخ:
مع الأسف! 
البتّه قرار بود انقلابِ ما انقلابِ حدِّاقل‌ها باشد و...

فکر می کنم بیشتر این مشکل به اینجا بر میگرده که جامعه نسوان ما تکلیفشون با خودشون روشن نیست.متاسفانه استقلال فکری ندارند و لذا اولویت بندی هاشون درست نیست
پاسخ:
برخی هم از شدّتِ استقلالِ فکری به این گرفتاری مبتلا هستند! :)
فکر کنم تو اشتغال خانم ها هم مثل خیلی از موارد افراط و تفریط دیده میشه ضمن اینکه متاسفانه برخی متدینین ما تفکر شکم سیری دارن یکبار حاج اقایی در تلویزیون میفرمودن افتخار نیست که یک زن راننده اتوبوس بشه بله افتخار نیست ولی اگه مجبور باشه چی و با کمال شرمندگی برخی حضرات  ازدواج موقت را شرافتمندانه تر  از کار میدونن
پاسخ:

بله.

ازدواجِ موقّت تعریف و حدود دارد. اگر بر اساسِ اصول باشد، من هم موافقم!

اظهر من الشمس است که منظور من ازدواج موقت خارج از حدود انست .ولی خواهرانه عرض کنم با شرایط فعلی بسیاری از زنان ناخواسته تن به کار بیرون میدهند البته منظور من کاری دور از روحیات زنانه است وگر نه خود من پزشکم و طبعا فعال اجتماعی 
پاسخ:
خب با توجّه به جملهٔ پایانیِ نظرِ قبلِ شما، به نظر می‌رسد که کار را بر ازدواجِ موقّت ترجیح می‌دهید. واضح هم نبود که برخی ازدواج‌ها را تفکیک کردید! :)
خیلی با آن «بسیاری» همراه نیستم ولی در متن هم عرض کردم، می‌پذیرم برخی مجبورند و معذور. 
شما با ازدواج موقت موافقین شاید اون خانوم با وجود داشتن فرزند نخواد کسی وارد زندگیش بشه یا شاید نخواد گوشه ای از خوشبختی زنی که عقد دائم اون اقا هست را بگیره 
فکر کنم شماها بیشتر تعاملات اجتماعیتون با طبقات متوسط یا بالاتره که باورتون نمیشه بسیاری به دلیل نیاز  کار میکنن 
روزگاری طلاب فقیر بودن الان خدارو شکر وضعشون بهتره ولی طبقات اسیب پذیر کم نداریم
پاسخ:

ازدواجِ موقّت با اصول؛ یعنی توجّه به همۀ ابعاد، ازجمله آن‌ها که برشمردید.  

بحثِ من پیرامونِ آن‌هایی‌ست که مجبور نیستند!

۳۱ تیر ۹۶ ، ۱۰:۴۸ ریحان شریف
توی اداره‌مون از اینکه منشی‌مون خانم بود، بیشتر از خود اون بنده خدا، من رنج می بردم.
دوست خودم بود، نه جایی برای دراز کردن پاهاش داشت، نه جایی برای گذاشتن سرش روی میز، نه جایی مثلاً برای ضدافتاب زدن، میوه خوردن،...
همیشه باید جلوی چشم ارباب رجوع می‌نشست، توی راهرو. و مدام تلفن جواب می‌داد.
هرچند با رفتنش و اومدن یه آقا، اون طفلی بیکار شد.


پاسخ:

بله.

بندۀ خدا!

باید برای این شرایط تدبیری اندیشید.

سلام آبگینه جان. میدونی بدتر از همه چیه؟ اینکه مردهایی که اجازه نمیدن زن و دختر خودشون در معرض نگاه یا مکالمه ی یه مرد باشن ، اما توقع هرجور حمالی و خفتی رو از زنهای زیر دست خودشون دارن. ما سر معاینات غیر ضروری و حرام با اساتید بحث میکردیم. هیچ رقمه قانع نمیشدن. آخرش گفتم اگر خانوم خودتون بود چی؟ گفت خانوم خودم که دوست ندارم پاش رو از خونه بذاره بیرون! اونوقت من دانشجوی زن  از کله سحر تا بوق سگ ، 36 ساعت شیفت بدم و باید همه ی معاینات رو هم انجام بدم!؟ عین همین برای کار کردن خانوم هاست. طرف یه سخنرانی میکنه درباره لزوم استفاده از نیروی کار و استعداد زنان در جامعه اسلامی. بعد هیچ گونه همکاری با اون نیروی زن بدبخت نداره. بعد میگه جهنم بشینید تو خونه. بعد زن خودشم نشسته توخونه.. کلن همه چیمون به همه چیمون میاد!
پاسخ:
سلام عزیزم؛
بله و حق دارید! از اقوامِ خانمِ من هم چند تن پزشکی خواندند و ازین دست خاطره‌ها بسیار شنیدم. حتّی سوءِ استفاده‌های برخی آقایانِ مثلاً بیمار و...

واقعاً هم بسیاری از کسانی که داعیه‌دارِ مشارکتِ زنان هستند، خود چنین اجازه‌ای به همسرانِ خود نمی‌دهند.

نمی‌خواهی خانه‌ات را عوض کنی؟
دست به قلم شو، زودتر! 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی