آب‌گینه

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

«لارا فابین» در فیلمِ «رگِ خواب»!

سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۶ ب.ظ

    خب من به‌ندرت، فیلم‌ها را در سینما تماشا می‌کنم؛ معمولاً صبر می‌کنم و همراهِ خریدهای دیگرم از بقّالی، سیدی‌ها را می‌گیرم و در خانه می‌بینم! باید فیلمی ارزشی باشد و یا خیلی تعریفش را شنیده‌باشم و یا کارگردان را قبول داشته‌باشم تا به سینما بروم. دیشب رفتم و «رگِ‌خواب» را دیدم. به‌نظرم، تنها کارگردانی که به‌شکلِ جدّی، به زنان و جهان‌شان در سینمای ایران می‌پردازد، بی آن که مثلِ برخی ادّعایِ چنین عنوانی را داشته‌باشد، «حمید نعمت‌الله» است و خب همان‌طور که حدس می‌زدم، فیلمِ خیلی خوبی بود با بازیِ درخشانِ «لیلا حاتمی»، سکانس‌های نفَس‌گیر، جزئیّاتِ بسیار لطیف، پُر از نمادهای طبیعی و غیرِ طبیعی، موسیقیِ عالی، صدای شجریان و...

    امّا مضمونِ فیلم در بابِ یکی از مهم‌ترین و پُرتکرارترین مشکلاتِ جامعۀ مدرن و معاصرِ ما؛ یعنی سوءِ استفاده از زنان است. نعمت‌الله در فیلمِ نخستش، «بوتیک» سوءِ استفادۀ جنسی از زنان را صریح و بی‌پرده به تصویر کشید و در «آرایشِ غلیظ»، به اثرِ شبکه‌های مجازی و روابطِ سهل و آزادِ زنان با مردان و آسیب‌های ناشی از آن پرداخت و در این فیلم هم به سراغِ زنِ مطلّقه‌ای رفت که واردِ یک رابطۀ عاشقانه با مردی غیرِمتعهّد و تنوّع‌طلب می‌شود و ادامۀ داستان...

    نکتۀ بسیار مهم و اساسی که در این فیلم مطرح شد، نقشِ پدر و ولایتش، اهمّیّتِ همراهی، رفاقت و پشتیبانی‌اش‌ از دختر بود که حتّی با وجودِ اشتباه و بی‌راهه نباید دریغ و حذف شود و اگر مینای فیلم، از قضاوت و شماتتِ همیشۀ پدر نمی‌ترسید، آن ابتدای جدایی از همسرِ اوّل، به خانه و خانواده بازمی‌گشت و بخشِ زیادی از خلأهای عاطفی و روحی‌اش تأمین و جبران می‌شد و به این فلاکت نمی‌افتاد. نکتۀ دیگری که با پایانِ فیلم به ذهنم رسید، این بود که کارگردان به ما نشان داد، این دختر، از ابتدا تا انتهای فیلم، با این تجربه و تحمّلِ ریاضتِ روحی، متنبّه شده و رشدیافته و مِن‌بعد، دیگر آن‌قدر ساده‌لوح و ضعیف نخواهدبود، امّا در ابتدای فیلم دیدیم که از پلّه‌های دادگاه پایین آمده و شنیدیم که پدرش با آن ازدواج هم موافق نبوده ولی مینا علی‌رغمِ این مخالفت، آن انتخاب را داشته‌است و دُرست به همین دلیل، روی بازگشت ندارد؛ یعنی مینا از آن شکست و آن شوهرِ معتاد رها شد و با وجودِ آن تجربۀ ازدواجِ اوّل، به دامِ ازدواجِ دوم و شکستِ بعدی افتاد! خلاصه من خیلی به این شخصیّت و رستگاری‌اش و آن قولش به پدرِ مرحوم‌ش امیدوار نیستم! اگر قرار بر فهمیدن و آموختن بود که همان بارِ اوّلِ تدریس، می‌یافت. البتّه هم در کُل، با این شکلِ به تصویرکشیدنِ پدر و این بازگشتِ اغراق‌آمیز به خانواده همراه نشدم. 

     امّا مهم‌ترین حرفی که می‌خواستم بزنم، عشقی بود که در این فیلم به تصویر کشیده‌شد. فکر می‌کردم می‌خواهم به دیدنِ یکی از بهترین عاشقانه‌های ایرانی بروم ولی تصوّرم غلط بود. اصلاً آن تعریفی که از عشق در ذهن دارم و وصال و فراقی که در پی دارد، در فیلم وجود نداشت. یک زنِ سُستِ آسیب‌پذیر و ضعیف که جا و مکان ندارد و پدر و خانواده طردش کردند و اصلاً سراغش را نمی‌گیرند و خودش هم شجاعتِ بازگشت ندارد، از تنهایی و بدبختی، با اوّلین محبّت و تعاملِ دوستانه و صمیمی با یک مَرد، به او دل می‌بازد و خیلی زود هم معتاد و وابستۀ محبّت‌های قطره‌ای و حقارت‌آمیزش می‌شود! اصلاً اگر مینا آن‌قدر تنها، بی‌پول و بی‌کار نبود، باز هم عاشقِ کامرانِ داستان می‌شد؟! قبل‌تر در آبگینه نوشته‌بودم که درنظرم، عشقِ زاییدۀ تنهایی، نیاز و بی‌پناهی که بیشتر در زنان رخ می‌دهد، با عشقی برخاسته از خواهشِ تن و آب و رنگِ رخسار که بیشتر در مردان اتّفاق می‌افتد، فرقی ندارد! هر دو حقیرند و نازل! هر دو در معرضِ نابودی، زوال و فراموشی‌اند و یا درصورتِ ادامه، تبدیل به عادت و نفرت می‌شوند. عشق اگر زاییدۀ آشناییِ و خویشیِ دو روح، دو جهانِ فکریِ نزدیک و هم‌افق باشد، زنده، شاداب و باقی خواهد ماند و موجبِ تعالی و پرواز است و البتّه بر طبقِ اصلِ «چون که صد آمد، نود هم پیشِ ماست»، در این پیوند لطافت و صلابت، زیبایی و حمایت هم حاصل و تأمین می‌شود...

خیلی حرف زدم امّا این را هم حیفم می‌آید که نگویم: در یکی از سکانس‌ها در ماشین، کامران آهنگی فرانسوی برای مینا گذاشته‌بود و خود هم با آن هم‌خوانی می‌کرد. خوانندۀ آن آهنگ، «لارا فابین» است و آن آهنگِ زیبا هم «Je T'aime»  است. مردادِ سالِ قبل در بابِ لارا، قدرتِ آوازی و دانگِ صدایش نوشته‌بودم‌ و سه آهنگِ بسیار زیبا از او را معرّفی کردم که برخی برادران و یک خواهر! اعتراض کرده‌بودند و با لینکِ اجرای زنده‌اش، ملکوت‌شان ناسوت شده‌بود! این‌جا: (+)

نمی‌دانم این انتخابِ هوشمندانه، از آنِ فیلمنامه‌نویس بود و یا کارگردان و یا آهنگ‌سازِ فیلم؟ به هر روی، بهترین انتخاب بود، چون در سکانسِ قبل از این، مینا واقعاً دل‌بستۀ کامران شده‌بود و در این سکانس هم دیدیم که خوانندۀ آهنگ، یک زن است و متنِ شعر هم خیلی هماهنگ با فیلم و داستانش...  

 امّا آن آهنگ: یکی از زیباترین عاشقانه‌هایی‌ که می‌توان شنید؛ صدای بی‌نظیرِ لارا با شعری فوق‌العاده... البتّه که توصیه می‌کنم، اجرای زنده و تصویری‌اش را هم در یوتیوب ببینید. مراقبِ ملکوت‌تان هم باشید! :)

لینکِ صوتیِ آهنگ (+)

دوستت دارم، دوستتت دارم...

درونِ من دخترکی همواره به دنبالِ تو بود

دُرست مثلِ یک مادر،

مرا در آغوش کشیدی و خواباندی

خونِ در رگ‌هایم را از وجودِ تو دارم

ورایِ تمامِ کلمات و رؤیاها

فریاد می‌زنم:

دوستت دارم، دوستت دارم؛

مثلِ یک دیوانه،

یک سرباز،

مثلِ یک گرگ،

 یک پادشاه،

مثلِ یک مرد،

دوستت دارم!

می‌بینی چقدر دوستت دارم؟

مثلِ چشم‌هایم به تو اعتماد داشتم؛

همۀ لبخندهایم، همۀ رازهایم را با تو در میان گذاشتم

حتّی آن‌هایی که یک برادر هم برای دانستن‌شان محرم نیست!

دوستت دارم، دوستت دارم...

نظرات  (۲۵)

۱۱ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۲۱ دُچـــــ ـــــار
سبک نوشتن شما رو دوست می دارم :)
پاسخ:
شما لطف دارید. متشکّرم.
سلام
بسیار عالی 
خیلی نکات خوبی بود
 من فیلم را دیدم البته اعتراف کنم که خوشحال نیستم که تصویر مرد در این فیلم اینقدر زشت و سیاه است  اما قبول دارم....
پاسخ:

سلام بر شما؛

سپاس.

 

سبک فیلم را دوست داشتن
سلام عزیزم:)
پاسخ:
سلام بر کوثر جان! :)
احسنت نکتهٔ جالبی در مورد عشق زنان گفتید 

برای این موسیقی زیبا هم ممنونم لذت بردم
پاسخ:

تشکّر از من است بابتِ مطالعه و لطفِ شما.

 

۱۱ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۶ هدهد باد صبا
خوب مینویسی دیگه حرفی نیست :**

بقالی :)))

نماد طبیعی و غیر طبیعی یعنی چی؟

پاسخ:

خوب می‌خوانی! :**

 

:دی

 

یعنی برخی با طبیعت؛ مثلِ باران و پاییز و زمستان و برف و گربه و...

برخی هم مثلِ خانه، وسایل، دندان و لباس‌ها و...   

واقعا حق لیلا حاتمی بود که سیمرغ گرفت
عالیه این فیلم
منم خیلی اذیت کرد که هیچکس سراغ این دخترو نمیگرفت یه کم اغراق آمیز بود
آهنگ هم محشره راستش فکر نمیکردم تو وبلاگ شما همچین آهنگی بشنوم !! مرسی
من خیلی فرانسه رو دوست دارم  :)
پاسخ:

همراه با مریلا. :)

بله؛ بسیاری دیگر هم در بابِ یادداشت‌های موسیقایی و سینماییِ آب‌گینه دچارِ اعجاب بودند. :)

مرگ بر فرانسه!  

زبان‌شان، موسیقی، برخی شعرها و کتاب‌هایشان خوب است! :)

۱۲ مرداد ۹۶ ، ۰۷:۴۳ میثم علی زلفی
همه چیز خوب بود
غیر سوت کردن ناسوت مردم :)))
پاسخ:
متشکّرم.
سوت کردن؟ متوجّه نشدم.
من پستای بلندو معمولا حوصله ندارم بخونم ولی نوشته های شمارو نمیشه تا اخرش نخوند !خوندم و خیلی خیلی خوب بود چقدر با دقت فیلمو دیدین آهنگ خیلی قشنگه.... 
ممنون آبگینه ی عزیز
پاسخ:
تشکّر که خواندی، عزیزم و خوشحالم، مقبول افتاد!

کجای دنیا جایزۀ نقش اول زنو به دو نفر میدن؟!!

مرگ بر فرانسه :-)))))

پاسخ:

ایران. :)

 

بله!

ممنون بابت موسیقی... 
چه شعر قشنگی هم داره... 

سلیقه موسیقیایی ت واقعا بهت نمیاد :())))))
من میپسندم البته.! 

عیدت مبارک عزیزم... 
خیلی ممنونم بابت این پست... 
پاسخ:

:))

پسند شما آرزوی ماست! :دی

عیدِ شما هم فاطمه جانم! حرم مشرّف بودم و یادت کردم.

ممنون که خواندی و لطف داشتی.

واقعا که ترجمه، حق مطلب رو ادا نمیکنه.

ممنون از نگاه تون به مسائل اجتماعی و بیشتر ممنون که برای ما هم به اشتراک میذارید.
پاسخ:

بله!

یکی از آرزوهایم این است که تُرکی یاد بگیرم و روضه‌هایشان را به زبانِ اصلی بفهمم یا زبانِ 

عربی را، فرانسه را...

سپاس که مطالعه می‌کنید.

متن بسیار روان و دقیقی نوشته بودید.
نه اطناب ممل و نه ایجاز مخل
آفرین بر شما
اصلا به نظرم باید منتقد حرفه‌ای فیلم شوید.
آهنگ هم که عالی
هم شعر
هم صدا
دل‌انگیز و دلنشین.
آنقدر که ملکوت را به کلی ویران کردیم ، فکر کنم البته!
پاسخ:

حُسنِ نظرِ شماست. سپاس‌گزارم.

حتمی لطف دارید. تا منتقد فاصله دارم، چه برسد به حرفه‌ایِ آن! :)

خدا را شُکر که پسندیدید.

خدا نکند! :)

سالروز میلاد حضرت خورشید هم بر شما مبارک، فراوان !
پاسخ:

فروان و فراوان‌تر بر شما!

سپاس.

سلام من هنوز فیلمو ندیدم  خیلی هم  نمیشناسمتون ولی چون متدین هستین میخواستم بدونم مبنای شما برای موسیقی  علاوه بر نظرات فقهی فقها سلائق خودتون هم دخیله .
در ضمن طبق نظرات کدوم مرجع تقلید عمل میکنین چون منم به موسیقی علاقه دارم  ولی خب کمی دستم به لحاظ شرعی بسته هست حس کردم شما اطلاعات فقهیتون بیشتره ممنون میشم راهنمایی بفرمایین
پاسخ:

سلام بر شما؛

حضرتِ‌عالی باید با دفترِ مرجعِ خود تماس بگیرید و کسبِ تکلیف کنید.

اون که البته.ولی اگه  حضرتعالی جهت اجتناب از مواضع تهمت برای تنویر افکار دوستان چند سطری قلمی بفرمایید ضرر نداره
پاسخ:
دوستانِ آبگینه اهلِ تهمت نیستند. نگران نباشید! :)

این قسمتایی که با فونت آبی نوشتید .. چرا من گریه ام میگیره انقدر دقیق و خوب و با گوشت و پوست و استخوان فهمیدنی نوشته شده؟.. 
ولی فقط میگی چطور باید باشه. راهکار ارائه نمیدید ها.. احتمال برخورد  و به هم رسیدن دو نفر با توصیفات شما چقدره؟ مثل برخورد یه شهاب سنگ کنده شده و سرگردان  از یک کهکشان دیگه به یه کوهی تو فلان نقطه زمین.. واللا
پاسخ:
عزیزم!
خب من فکر نمی‌کردم که باید راهکار هم ارائه بدهم! :)
سخت و دور و مغتنم هست ولی نه آن اندازه که گفتی! قبل‌تر در بابش نوشتم؛
عشقِ مجازی و معنوی نعمت است، رزق است. بخشی باید بخواهی و بکوشی و البتّه که هزینهٔ آن را بپردازی؛ اهلِ صبر و پرهیز و ریاضت باشی. بخشی هم عنایت است و تفضّل. کنارِ همهٔ آن قبلی‌ها دعا کنی و از پروردگارِ عشق، بخواهی! این‌جا هم مخصوصاً در بخشِ نظرات، چیزکی نوشتم: (+)

البتّه که آن‌چه رفت، نظرات و نگاهِ من است. 

عجب دقت نظری و عجب ژرف بینی سختگیرانه ای!! 

گمانم خود کارگردان فیلم هم این قدر موشکافانه به موضوع نگاه نمی کند.

حالا دقت شما در تماشا و موسیقی فیلم یک طرف، قلمی کردنش با این ریتم و روایتگری و اطمینان گویی هاتون یک طرف. فکر میکنم فقط از عهدۀ خودتون برمیاد.


استفاده کردم.

مطمئنم که امروزم با دیروزم فرق کرد...

وفقک الله.

پاسخ:

عجب ذمِّ شبیه به مدحی! :)

سلامت باشید و لطف دارید.

شما هم!

ای بابا

هربار موسیقی میذاری باید جواب اینو اونو بدی که اقاجون گناه داره نداره ؟؟؟؟

بابا ملت خودشون عقل دارن دین دارن مرجع دارن مجبورشون نکرید که!! 

پاسخ:
غلطِ تایپی داری! :) 

همین آهنگو هم من تو اون پست بهت گفته بودم. :)

 

دیرشده ولی عید مبارک خوش به حالت .... دلم خیلی تنگ شده خیلی....

 

بی پولی نعمت الله هم محشر بود  حالا تا کی بیاد اینجا منم ببینم!!

پاسخ:

اوهوم!

عیدِ تو هم، عزیزم! دعاگو بودم.

اونم خوب بود.

حالا می‌بینی!

۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۶ تبارک منصوری
آقا من یه کشفی کردم! 
آهنگ نرو محسن یگانه دقیقا از روی  این آهنگ ساخته شده! 

تا افشاگری و اکتشاف بعدی خدانگهدار😁😁
پاسخ:

مطمئنّی؟!

من آهنگِ یگانه را نشنیدم! عجب!

 

خدا پشت و پناهت! :))

یه آهنگ و متن زیبا با صدای آرجیت سینگ/ jananm janam از فیلم دلواله است. اینم عیدی من! 
http://www.aparat.com/v/uCTZ9/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%AF%D9%88%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_Janam_Janam_%D8%A7%D8%B2_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF
پاسخ:
وای دختر! خیلی خوشحال شدم!
یعنی یادت بود آرجیتو؟ یادِ ایمیل‌کاری‌هامون بخیر! :)
اوهوم، خیلی خوبه اون آهنگ. فیلم ولی خیلی خوب نبود. فکر می‌کردم که زوجِ شاهرخ و کاجول دوباره معجزه می‌کنند ولی نشد!
خیلی ممنونم! :*
 
ترجمۀ ترانه کامل نیست. خواستی، بگو!
هرجا آهنگ زیبایی باشه زود میگم برای آبگینه بفرستم. به خصوص اگر هندی و صدای آرجیت باشه که واجبه! آره فیلمش خیلی عالی نبود. ولی همین آهنگ رو وسطای فیلم شاهرخ خان با صدای خودش خوند. که عالی بود. من انتظار متن و فیلمنامه بهتری داشتم ولی اینکه این زوج سینمایی بعد 20 سال دوباره در مقابل هم قرار گرفتن خیلی خوب بود.. بازی این دو هزار سرو گردن از بقیه بالاتر بود. بجز مزخرفات بی خود فیلم بقیه اش خوب بود. لرزش صدای عاشق دلخسته.. و اینکه در 51 سالگی و 40 و چند سالگی هنوز بتونی نقش عاشق رو بازی کنی خودش خیلی خوبه.. 
ها ترجمه اش رو اگر دارید ممنون میشم. 
پاسخ:

لطف داری! :**

با صدای خودش؟ یادم نمیاد.  

چشم، حتماً. باید برم سراغِ سیدی. شاید اونجایی که خوِدِ شاهرخ هم می‌خونه رو پیدا کردم.  

میگم بد نباشه من هی آهنگ معرفی میکنم! ببین یه آرجیت سینگ به ما معرفی کردی تا گندش رو در نیاریم ول نمیکنیم. این آهنگ zaalima ای که برای فیلم raees خونده عالیه. من فقط شمع و پروانه و فَسانه و ظالم اش رو فهمیدم. دیگه رفتم فیلمش م دیدم.. یعنی سینمای هند به کجا رسید، سینمای ما هنوز تو ژانر نکبته.. هندیا با همین سینما به جوونهاشون و اون یه میلیون و خورده ای جمعیتشون امید، شادی ، انگیزه ، غرور ملی و.. میدن.. بعد ما.. فیلمش خیلی خوب بود. به خصوص اینکه در محیط زندگی مسلمانان و شیعیان گجرات بود.. سینه زنی شاهرخ خان! تو دسته عزای امام حسین و دیده شدن شیعیان و زندگی و محلاتشون در سینمای هند .. جالب بود. چون شیعیان گجرات رو دیده بودم چند تای البته زائر بودن .. فیلمش رو دیدید؟ علیرغم انتظار در گیشه با استقبال زیادی مواجه شد و یک دلیلش آهنگهایی بود که متناسب با فیلم ساخته بودن. کاراکترها هم غالبا از مسلمانان و شیعیان هند هستن. حتی نقش اول زن فیلم مسلمان پاکستانیه. فیلمنامه عالی/ موسیقی عالی/ تدوین عالی/ پرسرعت و ریتم نفس گیر/  شاهرخ خان هم که در اینجا بی نظیره! 
http://www.aparat.com/v/lImGe/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%81%D9%88%D9%82_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7_%D9%88_%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C_Zalima_%D8%A7%D8%B2_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_Raee
پاسخ:

خیلی هم خوب! پس حسابی اهلِ دلی!

بله، دیدم؛ راستش بابتِ شراب‌فروشیِ شاهرخ خیلی به دلم ننشست. ولی سینه‌زنی خیلی عالی بود و بازی‌ها و...  

ولی فکر کنم که نمازو  به روشِ اهلِ تسنّن خوندند. نمی‌دونم و دقیق یادم نیست.

اِع! اون ماهیما مسلمون بود؟! :) 

آره. این قسمت بد ش بود. همینکه برای شیعیان و مسلمونها که خیلی به سختی و با مشکل و محرومیت دارن زندگی میکنن بالاخره یه فیلم خوب ساختن که قهرمان قصه نگاهش به همه ی هنده و فارغ از تعصبات قومی و قبیله ای هست به نظرم کار خوب و هدفمند و بزرگیه. به گفته ی اون هندیهایی که من دیدم  دولت حتی خودش رو موظف به ساده ترین خدمات اجتماعی مثل جمع آوری زباله و تمیزکردن خیابونهای محله های مسلمونها نمیده.. آتش اختلافات قومی و مذهبی که بالا بکشه چقدر هرج و مرج میشه و کشته میشن.. بین شیعیان اونجا بعضی مراجع متصل به لندن که اعتقاد سفت و سختی به قمه زنی و عزاداری های عجیب و غریب و خونفشان دارن! خوب پول خرج میکنن! همین زنجیر تیغ دارا رو میزد شاهرخ خان! نمیدونم برای من این تصویر از هند و گجرات ناب و تازه بود. 
بله اون دختر نقش اول فیلم مسلمان و پاکستانیه و اسم همسرش هم علی عسگری بوده گویا.. تو همون اتاقش که تمرین میکرد!:) من البته به درو دیوار هم نگاه میکردم، دو تا قاب زیبای صلوات به دیوار بود که نشون میداد چقدر در طراحی صحنه و دکوپاژو  چیدمان خانه دقت کرده اند و خونه خونه ی یک مسلمانه.  
اینم یه جور مسلمون و شیعه است از هزار فرقه اش! وقتی با ناخن مانیکور کرده و لاکش وضو میگیرن و نماز میخونن و به نظر خودشون قبوله! چرا رئیس مشروب نفروشه و تو محرم زنجیر تیغ دار نزنه؟! فی الواقع خدای دخترکان تهرانی و پسران گجراتی یکیست! ازش کم میشه؟! چیزی که  در فیلم دوست داشتم لینک کردن گروه موسی به تروریست ها از قطر بود. چند بار گفت که محموله بمبها از قطر داره میاد. یا برو قطر. یا.. باز دم کارگردان و خودشون گرم که ما رو محور شرارت در منطقه نمیدونن! آخه خیلی ها تو خودایران قائل به این موضوع نیستن! و فکر میکنن هرچی آتیشه تو منطقه زیر سر ماست نه قطر و عربستان و آمریکا! :) 
پاسخ:

خدای دخترکانِ تهرانی و پسرانِ گجراتی! :) خیلی خوب بود.

راست میگی. توجّه نکرده‌بودم.

ناظر به نظرِ قبلی‌ت: یه فیلم هم با هند ساختیم، نتیجه‌ش شد: سلام بمبئی!! 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی