آب‌گینه

آب‌گینه

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

صلابتِ مظلوم

    «در غربت و مظلومیّتِ آن حضرت، همین بس که از پشتِ بام‌ها، دسته‏هاى نى را آتش مى‏زدند و بر سَرِ آن حضرت مى‏ریختند. زمانى که چشمِ «ابن زیاد» بر او افتاد، زبان به جسارت بر امیرالمؤمنین و امام حسین سلام‌الله‌علیهما و عقیل گشود. در بالاى دارالأماره با لبِ تشنه، سَر از بدنِ نازنیش جدا کردند و پیکرش را از بالاى قصر به پایین انداختند. بعد از شهادت، ریسمان به پاى مبارکش بسته و در میانِ بازارِ کوفه مى‏کشیدند... سَرِ مطهّرش را هم به دمشق فرستادند. در بابِ دفنِ ایشان دو نظر است: یکى این‌که جمعى از قبیلۀ «هانى» آمدند و بدن‌هاى مطهّر مسلم بن عقیل و هانى را دفن کردند. دیگر این‌که نیمه‌شب، همسرِ «میثم تمّار» به همراهىِ چند نفر از؛ جمله همسرِ هانى بن عروة، بدن‌ها را در کنارِ مسجدِ اعظمِ کوفه دفن کردند.» *

همین چند روزِ پیش، در بقعۀ مبارکش، تمام‌قد ایستاده‌بودم و سلام و درود فرستادم بر آن صلابتِ مظلوم، آن یگانه‌مردِ کوفۀ سیاه! حضرتش را بسی دوست می‌دارم...
اشک‌ها آهسته لغزیدند و این سه بیتِ زیبای «علی اشتری» را زیرِ لب زمزمه کردم که انگار از لبانِ مطهّرش، شنیده و بر قلمش جاری شده‌است؛  

چقدر فاصله دارد سر ِمن و سر ِتو
                     خدا کند که بیفتد، دوباره محضرِ تو
به راهِ آمدنِ تو، نشسته، دل‌خسته،
                     فرازِ دارالأماره، سرِ کبوترِ تو
اگر که نامه نوشتم: بیا! پشیمانم؛
                     میا که کوفه گرفته، بهانۀ سرِ تو....

 

* تقویمِ شیعه

* امشب و فردا، گوارا و التماسِ دعا!
* یک مطلبِ مهم: (+)

 

  • آب‌گینه

انوار

سفرنامه