آب‌گینه

درباره بلاگ

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!

طبقه بندی موضوعی
پیوندها
۱۹ دی ۹۶ ، ۲۳:۱۰

چند سؤال

     دیدار مردمِ «قم» با رهبری را دیدم و سخنرانیِ مهمِّ ایشان را گوش کردم. امّا باز هم سؤالِ همیشگی‌ام را در ذهن داشتم که چرا فرمان‌های رهبری، پیگردِ قانونی و التزامِ اجرایی ندارد؟! چرا نکات و اشکالاتِ ایشان، وجهِ عملی پیدا نمی‌کند؟! خودشان هم ازقضا، اشاره کردند که «من مکرّر، تذکّر و هشدار می‌دهم و...»؛ خب پس، نتیجۀ آن کو؟ کجا؟ این که رهبر مانندِ یک معلّمِ اخلاق، فقط توصیه کند و تذکّر بدهد، چه سود دارد؟! چرا مقامِ رهبری به عنوانِ رأسِ حکومت، قدرتِ تأثیرِ مستقیم در مدیریّتِ کشور را ندارد؟! یا اگر دارد، چرا استفاده نمی‌کند؟! سؤالِ دیگری که همین امشب با سخنرانیِ ایشان، به ذهنم رسید و بسی شگفت‌زده شدم، این است که واقعاً قوّۀ قضایّیۀ ما خوب عمل می‌کند و تنها تعدادِ محدودی از قضّات، مشکل دارند؟! آیا وضعیّتِ دانشگاه‌های ما خوب است و جز تعدادِ اندکی دانشجو، مابقی مشغولِ تحصیل، تحقیق و آموزش هستند؟! مردمِ ما گرسنه و گرفتار نیستند و با عزّت و احترام زندگی می‌کنند؟! و... در همین سخنرانی هم تأکید کردند که من از همۀ اوضاعِ کشور، از سایرین باخبرتر هستم!

دوستانِ گرامی! من ضدِّ انقلاب نیستم، مخالفِ نظام و رهبری هم نیستم! سیاهه‌های قبلی‌ام، شاهد بر این ادّعاست... 

موافقین ۳ مخالفین ۱ ۹۶/۱۰/۱۹

نظرات  (۲۸)

۱۹ دی ۹۶ ، ۲۳:۴۱ دکتر یونس
سلام آبگینه جان. آقا گفتن مشکلات هست و تعداد قابل توجه ای هم دارن این فشار رو تحمل میکنن. در یک نگاه کلی و از چند میلیون نفر مثلا دانشجو چند نفرشون در اغتشاشات بودن؟ یا مساله قضات یا جامعه. 
من فکر میکنم گناه و بدی چون سیاهه و پررنگه خودش رو تو چشم آدما فرو میکنه و زیاد و بی انتها به نظر میاد. آقا چند بار گفتن جوونی که این شایعه پراکنی ها و دعواهای سیاسی بی مبنا رو ببینه چه فکری میکنه؟.. نا امید میشه.. دلش آب میشه.. باور کن تو دلم گفتم آقا منو میگه. چون من بعضی وقتا اینقدر حالم بد میشد که تا صبح از فکر و خیال آینده مملکت نمیتونستم چشم رو هم بزارم و کارم شده بود غصه خوردن.. اونقدر که بهم گفتن تو رو خدا اخبار نخون و نبین.. 
یاد یه پستی افتادم که یکی نمیدونم با چه غرضی نوشته بود همه دانشجوها فاسد و دخترای دانشجو ال و بلن.. من براش نوشتم نمیدونم شما کجا درس خوندی ولی من نماز شب خوندن رو اولین بار تو خوابگاه دانشجویی دیدم. سال بالایی هام قبل نماز صبح بیدار میشدن و نماز شب میخوندن.. تو کلاسمون و رشته ما که خیلی اپن هست شاید از اونهمه آدم ، دو سه نفر بودن که دنبال رفاقتای بچه گانه ی با جنس مخالف بودن و دخترامون با اینکه 5-6 تاییشون خیلی آرایش میکردن ابدا اهل کار دیگری نبودن.. حالا این اپن ترین رشته دانشگاه بود.. ولی اونقدر کارای همون دو سه تا از هر کلاس پر رنگه که رو همه فکرا و چشما سایه میندازه.. 
حالا به جای دوسه تا دانشجو بذار ، دو سه تا معلم، قاضی، پلیس،زن ، مرد، خانواده .. همه اش همینه.. گرد یاس و نا امیدی رو توی جامعه میریزن تا جامعه از درون فلج بشه.. 
پاسخ:
سلام عزیزم،
بله؛ همهٔ سخنرانی را گوش کردم با دقّت! از مشکلات و فشارِ مردم گفتند ولی طوری که انگار خیلی اندک است و نه تعداد قابلِ توجّه! حالا اصلاً بحث اصلیِ من چیزِ دیگریست که پیشتر هبه خودت هم گفته بودم...

والّا نمی‌دانم شما در کدام سیاره درس خواندی، ولی من در یکی از بهترین دانشگاه‌های سراسری و قطب ادبی کشور درس خواندم و در یک کلاس ِ خیلی خوب و پاک امّا فضای حاکم بر دانشگاه اینطور گل و بلبل نبود که رهبری و شما می‌گویید. تازه من از قریب به ده سال پیش می‌گویم. حالا هم که گاهی در دانشگاه تدریس دارم و اصلا دخترهای دبیرستانی مدرسه را ورانداز می‌کنم، اوضاع خیلی خراب است....
نخیر، من دچارِ سیاه‌نمایی نشدم. واقعیّتِ جامعهٔ ما حقیقتاً اسف‌بار است٬ در هم زمینه‌ها! البتّه امیدوارم نه به این حکومت بلکه به فرج و آن مدینه فاضله. اگر هم تاکنون، دوام آوردیم و پرچمِ شیعه در اهتزاز است، به جهتِ خون‌های پاک است و دستِ عنایتِ امام! 
من واقعاً از سخنرانی امشب شگفت زده هستم...

اومدم بخونمت، یادداشت‌ها طولانی بود، خوابم میاد خیلی، به شرطِ حیات برمی‌گردم.
مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر آبگینه :-))
آره والا
سوال مهم دیگه اینه که اگه ایشون رییس جمهور بود باز هم اینقدر محبوبیت داشت؟ !!
پاسخ:
:))
درسته؛
ولی اگر رأی می‌آوردند و می‌توانستند رئیس جمهور شوند، (دیدیم که مع الأسف، اغلبِ جامعه نمایندهٔ متدیّن و انقلابی را انتخاب نکردند!) قطعاً میزانِ محبوبیّت بیشتری نسبت به منتخبِ حضرتِ‌علّیّه داشتند! این افتضاحاتِ مذاکرات و سندِ ۲۰۳۰ و اشرافی‌گریِ وابستگانِ دور و نزدیک را هم حتمی نداشتیم! 
بابا منم بین بد و بدتر بدو انتخاب کردم حالا چون به روحانی رای دادم همه ی کاراشو قبول ندارمکه! درضمن حالا کی گفته رییسی نماینده متدین و انقلابی بود و مابقی نبودن؟! 
پاسخ:
نرگس!
 اعصابِ بحثِ دوباره با تورو ندارم. برو خواهرم، پیِ زندگیت. اصلاً واسه یادداشتای سیاسیِ من نظر نذار، دعوامون میشه!
۲۰ دی ۹۶ ، ۱۰:۱۹ هدهد باد صبا
سلام 
من ندیدم خلاصشو از اخبار شنیدم ولی خیلی جاهاش ذوق کردم 
خب جواب من به سوالت اینه که اگه آقا بخوان خودشون قوانینو آرا کنم بقیه میگن بهش دخالت همینطوری کلی قر میزنن که چرا تذکر میدید و ...‌
پاسخ:

سلام عزیزم؛

کامل ببین یا بخوان! مهم بود.

بله؛ من هم بسی مشعوف شدم. اصلاً رجزخوانی‌های ایشان، ادم را کیفور می‌کند. خدا رهبری را حفظ کناد که اگر نبودند، حضرات تا به حال صدها بار، مملکت را به باد داده‌بودند! 

خواهرم! غلطِ نگارشی داری! :) قر را در مجالس صرف می‌کنند و آن غر است که می‌زنند. :دی

بله؛ طبیعی‌ست که سودجویان، انتفاعِ خود را در عدمِ دخالتِ ایشان می‌بینند. حرفِ من همین بود!

۲۰ دی ۹۶ ، ۱۲:۲۴ جناب دچار
اه هم اتاقی منم هی همین سوالا رو میپرسه چند روزه :)
+ شاید شما هم خودت رو از همه آگاه تر میدونی که همچنین سوالاتی برات پیش اومده/ آیا ما همه ی مردم را می بینیم؟ آیا ما از همه ی حقیقت خبرداریم؟ / آیا همانقدر که خیانت ها برجسته می شوند از خدمت ها تکریم می شود؟

سوال مطرح کردن سخت نیست خانم :)
پاسخ:

با احترام، من در کلاس به دختربچّه‌های دبیرستانی می‌گویم که از این واژۀ «اه»، استفاده نکنند و خلافِ ادب است!  

نظرتان غیرِمنطقی‌ست!  بنده ادّعایی بر آگاهی کامل نداشتم و ایشان داشتند! من فقط دیده‌ها و شنیده‌ها و دریافتم از فضای کلّیِ جامعه را با سخنانِ رهبری مقایسه کردم!

ازقضا، سؤال در بسیاری موارد، مهم‌تر از پاسخ است و خیلی وقت‌های دیگر، نشان‌دهندۀ فکر و تأمّل.

البتّه که در این بحث، من در محلِّ سؤال هستم و رهبر در جایگاهِ مسئول!   

اصلا قهرم باهات 😉
پاسخ:
تا روزِ قیامت؟ :)
سلام
برای مطرح کردن چنین سوالاتی اگه قرار باشه کسی رو ضد نظام و ولایت و رهبری بدونن که دیگه هیچی...

اما چیزی که به ذهنم میرسه بابت فرمایشتون اینه که
انقلاب کردن یه چیزه حفظ انقلاب یه چیز دیگه ، حقیر فکر میکنم حفظ یک دستآورد سخت تر از اصل بدست اوردن اونه...
اینکه رهبری مطلع هستند هیچ شکی نیست حتی از جزئی ترین مسائل(حداقل برای حقیر ثابت شدس)اما اینکه جوری صحبت میکنند که انگار مسائل خیلی کوچیکه، فکر می کنم به خاطر اینه که حرف ایشون در اونجایگاه میتونه وسط این همه ناامیدی و مشکلات امید بخش باشه و فضای امید رو در کشور نگه داره و همچنین در نگاه بین الملل میتونه به منزله شکست یا پیروزی باشه. ایشون در عین اینکه واقعیت جامعه مشکلات و گرفتاری ها رو بیان می کنن اما نوع بیان طوری نیست که جامعه به سمت یاس بره...
اما در مورد اینکه فرمودین چرا  تأثیرِ مستقیم در مدیریّتِ کشور را ندارند؟
باید بگم که اتفاقا دارند(نمونه ش ماجرای مشایی و مصلحیو هزار تا چیز دیگه که علنی نمیشه) اما روش ایشون در مسائل اجرایی که مردم خودشون رئیس اومور اجرایی رو انتخاب میکنند اینکه اگه مشکلی هست ابتدا مردم خوشون متوجه بشن که مشکل از کجاست و راه حل چیه... که اگه خود مردم از اول  گوش به راهنمایی های ایشون بدن (خود مردم نه مسئولین) حداقل مشکلات کمتری رو احساس میکردن...

حالا این ها رو در کنار 
حفظ انقلاب
وظایف رهبری در قانون اساسی
و اینکه یه دویوانه یه سنگ رو توی چاه میندازه ...
نگاه کنید.

نمیدونم کمک کرد یا نه ولی امیدوارم حداقل ابهام رو بیشتر نکرده باشه...
پاسخ:

سلامٌ علیکم؛

خب مسبوق به سابقه است. در یادداشت‌های قبل، برخی دوستان من را نواخته‌اند! حالا هم با وجودِ توضیح، باز می‌توانید علامتِ منفی را بر پیشانیِ یادداشت مشاهده کنید.  

بزرگوارید و سپاس بابتِ طرحِ نظر.

یعنی دفعِ افسد به فاسد؛ به‌خصوص آن بخشِ حفظِ آبرو پیشِ چشمِ دشمن. بله؛ به این پاسخ فکر می‌کنم. گرچه الان خیلی با آن همراه نیستم و پاسخ‌هایی در ذهن دارم...    

عرض کردم. نه با این بخش اصلاً همراه نیستم. دخالتِ ایشان بسیار جزئی و نامحسوس است. به‌خصوص در حوزۀ اقتصاد، معیشتِ مردم، فسادِ اداری و مالیِ کارگزاران و... اتّفاقاً من در یادداشت عرض کردم که حکومت، علاوه بر معلّمِ اخلاق و راهنما، مدیرِیّت می‌خواهد. وظیفۀ مردم هم، پیداکردنِ دلیلِ مشکل نیست! آن همه تذکارِ ایشان در بابِ مذاکرات، در بابِ فساد، در بابِ اقتصادِ مقاومتی، در بابِ حقوق‌های نجومی و... به کجا رسید؟!

نامۀ مولا به جنابِ مالک را در ذهن مرور کنید...

اگر بر دیدۀ مجنون نشینی

به غیر از خوبی لیلی نبینی


پنج سئوال اول شما با استدلال های عقلی و نقلی و از منظر حقوقی و سیاسی پاسخ متقن دارد. کار چندان پیچیده ای هم نیست. اما در عجبم شما چرا؟ آخه این سئوال ها را ما باید از شما بپرسیم و نه شما!

اما، در مورد سئوال های بعدی:

اول این که قطعاً دید من و شما با آنچه رهبری می بیند، فرق می کند. دو دیگر این که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. سوم این که در بین شنوندگان سخن رهبری، گوش های نامحرم فراوان است و سوء استفاده کنندگان زیاد. چهارم این که گاهی لازم است به جای بیان واقعیت های سیاه، جلوه های روشن حق را نمایش بدهیم و گرایش ها را جهت ببخشیم. اصولاً تفاوت رهبری با دیگران در همین نکته است که فراصنفی می نگرد و به سمت حق راهنمایی می کند. وقتی رهبری می فرماید مابقی مشغولِ تحصیل، تحقیق و آموزش هستند، یعنی دارد خط می دهد که دانشجوی واقعی باید این گونه باشد. یعنی دارد به شأن دانشجوی ایرانی احترام می گذارد! و به دانشگاه های کشور اعتبار می بخشد...

در مورد قضات هم همین طور و ...

البته توقعاتتون پذیرفته و بجاست. اما هزار حیف که یک دست، بی صداست!


پاسخ:

خب من با همۀ ارادتم، مجنونِ رهبری نیستم! :)

برای بنده که پیچیده است. عنایت بفرمایید و آن استدلال‌های عقلی، نقلی و حقوقی را بفرمایید. سیاست البتّه توجیهِ خوبی نیست در حکومتِ دینی!

اصلاً متوجّهِ منظورتان نشدم، جنابِ رئوف! چرا شما باید از من بپرسید؟!

آن دو تفاوتِ نظر و جایگاهِ سخن که پٌرواضح است. ازقضا من هم بر همین‌ها اشکال داشتم. در باب گوشِ نامحرم، همراهم. به جنابِ حبیب هم عرض کردم. گرچه اِن‌قلتی دارم که باید بیشتر فکر کنم... . چهارم: گاهی! آن مابقیِ اوقات کو و کجا؟!    

خب این تفصیل و توضیحِ شخصیِ شماست. گذشته از آن که بنده ابداً به این کنایۀ مضمری که شما اشاره کردید، قائل نیستم؛ مای نوعیِ عوام و کفِ جامعه هم ظاهرِ کلام را نگاه می‌کنیم و نه معنای کناییِ آن. و ایشان رهبریِ همۀ ما را برعهده دارند.

 همین الان دارم خبرِ جلسۀ دولت را می‌بینم. روحانی از توصیه‌های دیشبِ رهبری خیلی شیک، تشکّر کرد و البتّه به کارش ادامه داد!

۲۰ دی ۹۶ ، ۲۲:۵۵ میثم علی زلفی
سلام
مطلب خوبی بود
در این مسائل بنده چند مطلب را توجه می کنم.
۱- از لحاظ قانونی رهبری آن قدرتمندی لازم برای ورود به بسیاری از مسائل را ندارد مخصوصا جزئیات
۲- از نظر فقهی شاید برخی تصور کنند که ما در زمان بساطت ید هستیم و رهبریت شیعه می تواند از قدرت بسط ید خود استفاده کند. باز در این مسئله نظر بنده منفی است و چنین بسط یدی وجود ندارد
۳- از نظر بستر اجتماعی چنین خواستگاهی وجود ندارد که رهبری مستقیما مداخله انجام دهند. اگر چه جریانی در کشور قصد دارد چنین چیزی را پر رنگ نشان دهد و خواسته ی عده ی قلیلی از مردم مومن را خواستگاه مردم دوستدار روحانی و دموکراسی بدانند.

ببخشید طولانی شد.
البته بنده خودم به همسرم می گفتم که دارم شاخ در می اورم از این حرفها
اما در ادامه هم گفتم اگر رهبری را نمی شناختم و از خود ایشان نشنیده بودم که امید دادن یک وظیفه است حتما ایشان را (پناه بر خدا) متهم به کذب می کردم.
پاسخ:

سلامٌ علیکم؛

سپاس که مطالعه کردید.

!_ عرضم همین است. باید داشته باشند، مخصوصاً جزئیّات!

2- عجب! سلام و احترامِ دوباره؛ یعنی من در مجازستان، بنده خدایی را یافتم که ولایت باسط الید را قبول ندارد؟! :)
3- همراه نیستم. اتّفاقاً اگر عموم نتایجِ مداخلاتِ جدّیِ ایشان را ببینن، حتمی استقبال می‌کنند.

خواهش می‌کنم. لطف کردید و خوشحال شدم.

بله؛ خدا خیرتان دهاد!

بنده هم نخواستم شما مجنون رهبری باشید. خود من هم مجنون ایشان نیستم. رهبری هم چنین توقعی از ما ندارد. منظورم این است که اگر من و شما هم در جایگاه رهبری قرار داشتیم، به انقلاب و داشته هایش و دستاوردهایش و برای حفظ و ارتقائش همین گونه می نگریستیم.

آن مابقی را باید در جلسات غیر عمومی و در پینوشت نامه های رهبری شنید و دید.

خب ممکن است شما به خیلی چیزهای دیگر هم قائل نباشید. آیا این دلیل حقانیت شماست؟

ظاهر کلام رهبری هم برای منِ عوام کفِ جامعه پیداست. همان تأکیدهای مکرری که به کمبودها، انتظارات مردم و مشکلات معیشتی طبقات ضعیف و قصورهای خودش و مسئولان داشتند... آیا واقعاً این ها کافی نبود؟

اگر حضرتعالی توقع دارید که رهبری در چنین مواقعی فوری رئیس جمهور را عزل یا جریمه و یا علناً توبیخ کند؛ خب این کار  وجاهت قانونی ندارد و در اختیارات رهبری پیش بینی نشده است. اما حضوراً و در نامه هاشون مسئولان را مورد عتاب قرار می دهند که بندۀ حقیر نمونه هایی از آن را دیده ام. 

بله، متأسفانه این از عادت های بسیار بد شخص روحانی و بقیۀ سیاسیون ماست که سخنان رهبری را همیشه به نفع خودشون مصادره می کنند.

جمله آخر کامنت قبلی را تعمداً تکرار می کنم:

توقعاتتون پذیرفته و بجاست. اما هزار حیف که یک دست، بی صداست!

پاسخ:

سپاس بابتِ صرفِ وقت.

خب من پاسخِ بسیاری پرسش‌هایم چه در یادداشت و چه در نظرِ خودتان را نگرفتم. نفرمودید که چرا باید از من می‌پرسیدید.

بله قبول دارم؛ خب توضیح نداده‌بودید که شعر را چرا به کار بردید.

آن باید که برای ما عموم ممکن نیست. گرچه خیلی هم دیدنِ ما مهم نیست. مهم اثراتِ آن است که دیده نمی‌شود!

نخیر، البتّه که درکِ شما هم چون من، دلیل درستی و به‌صواب بودن نیست. عرضم این بود که من چنین برداشتی ندارم. فرض هم بگذارید که نظرِ ایشان کنایی بود. این همه کنایه و توصیه، چقدر کارایی داشته است؟ چقدر اثرش را می‌بینیم؟ 

خب برادر! بنده همین را عرض می‌کنم. چرا وجاهتِ قانونی ندارد؟! چرا در اختیارِ رهبری نیست؟ باید باشد!

من متوجّهِ منظورِ جملۀ پایانی نمی‌شوم. چه معنایی را اراده می‌کنید؟

بنده هم از شما ممنونم.

چون شما را اصولآ شخصی فرهیخته و عمیق تر از خودم می دانم و باور داشتم که مسائل جامعه را علمی تر از من حلاجی می فرمایید.

در مورد شعر فکر کردم نیازی به توضیح ندارید.

آن باید ها اگر عمومی شود، باور بفرمایید به صلاح دین و مملکت نیست. فقط کمی اعتماد لازم  دارد.

برداشت کردن از یک مطلب برای شما ادبیاتی ها خیلی غامض و پیچیده نیست. چه بسا آن همه صنایع ادبی از کنایه و ایهام و استعاره و امثال این ها به درد همین جاها می خورد. وانگهی اگر درک ما ناقص نباشد و با معیارهای عقلی و منطقی همخوانی داشته باشد، قطعاً مقرون به صواب است. حتی خیلی از آموزه ها و استنباط های حقوقی بر همین پایه استوار است.

خانم موسوی! امروزه زبان و گویش و ادبیات گفتاری جامعخ تحول پیدا کرده است. در نتیجه قشر دانشجو و اساتید دانشگاه و قضات و سیاسیون که خودشون را فرهیخته و همیشه فراتر از مردم کف خیابان می دانند، گویش های تحکمی را بر نمی تابند. از دانشجو اول باید تعریف کرد، بعد یواشکی و با ملاطفت و نرمش، پند و نصیحتی را به او منتقل کرد. خب اگر این تعریض ها و کنایه ها برای چنین مواقعی کاربرد نداشته باشد. پس کجا به درد می خورد؟ انتظار دارید فقط زینت بخش اشعار شاعران باشد؟

چون اختیارات رهبری در قانون اساسی محدود است، چون رهبری قدرت فوق العاده ندارد. رهبری باید خوب راهنمایی کند. خوب تذکر دهد. جهت حرکت مردم را بر سبیل صواب مشخص کند، بیدارگری داشته باشد و البته در مواقع بسیار حساس دیدیم و دیدند که فتنه های بزرگی را هم از سر این ملت رفع کرده است.

جمله پایانی یعنی این که رهبری تنهاست و تنهاتر از آنچه که فکرش را می کنیم.
پاسخ:
سلامت باشید.
عجب٬ پس تعریضی بر من بود که چرا چنین سؤالی داشتم و توقّّع نداشتید. حالا نیاز به شکستِ نفسی و کنایه نبود! :)
معنای شعر را که اندکی می‌فهمم ولی خب بحث ناظر به چند موضوعِ راقم، جامعه، رهبری و..‌. بود و من متوجّه منظورِ شما نشدم و فکر کردم مخاطب، راقم است.
اصلا ضرورتی در آن باید ندیدم. عرض کردم. 
بله؛ ولی من با این همه، چنین دریافتی ندارم. بعید می‌دانم اغلبِ دیگران هم با من همراه نباشند. بله، حتما ولی خب آن تعریفِ ناقص و کامل و سنجشِ معیارها متفاوت است.

بله. همواره ابتدا باید نکات مثبت را گفت و بعد انتقاد کرد. امروز و دیروز ندارد. حالا در نظرِ قبلی هم عرض کردم، ما اصلِ بحث را گم نکنیم! من اصلاٌ  بنا را بر کنایه می‌گذارم، این کنایات عملا چه سودی داشته است؟!
چه کسی گفته که باید اختیاراتِ ایشان محدود باشد؟ سؤال همین است! این داستان را برای دوستان دیگر هم گفتم. چندین بار!
آهان. ممنونم بابتٍ توضیح. بله خیرالموجودین هستند و مغتنم. گرچه بنده به مدیریّتِ ایشان اشکال دارم!
۲۱ دی ۹۶ ، ۰۷:۵۱ جناب دچار
من ولی دانش آموز شما نیستم!
و آدم لجبازی هم هستم :)) الان حتا میتونم اون کلمه مورد نظر رو تکرار کنم!

+ اگه از رهبر جواب میخواین که هیچ / من فقط بگم که منظورم این بود که ایشون ادعا دارن که از همه جوانب و همه محیط ها خبر دارن و شما هم معترفین که اطلاعاتی از دور وبر خود دارید/ پس: این عاقلانه نیست که با شناخت محدود خود شناختی که از شما گسترده تر است را مورد انکار و حتی تمسخر [درخصوص قوه قضاییه] قرار دهید :) امیدوارم به جنبه ی منطقی بحث من توجه کنید// فقط همین!
پاسخ:

البتّه! حضرتِ‌عالی اهلِ دانش هستید و به همین جهت بسی تعجّبی کردم.

بنده تسخر نکردم. شما بیشتر دقّت بفرمایید. نظراتِ دوستانِ گرامیِ دیگر را هم ببینید. خواهید دید که بنده اشتباه نکردم.

سلام علیکم
بسیار عالی بله ما و رفقا هم از سخنرانی حضرت آقا متعجب بودیم. البته الان که کامنت های دوستان را خواندم بیشتر تعجب کردم. واقعا شرایط مناسب نیست و چطور برخی نوشتند که شما سیاه نمایی کردید و یا اطلاع ندارید؟ 
با دوستان موافقم. رهبر اختیارات محدود دارند و این سخنرانی هم واکنشی بود برای دشمن و همینطور دادن امیدواری به مردم
پاسخ:

علیکم السّلام؛

سپاس.

بله.  :)

خب من از دلیلِ محدودیّتِ اختیاراتِ ایشان پرسیدم ولی انگار، دوستان متوجّهِ منظورِ من نمی‌شوند! چراغ‌های رابطه تاریک است! 

سلام بر شما
به نظر می‌رسد که ایراد از نظام و ساختار حکومت ناشی می‌شود.
در حکومت دینی به معنای حقیقی آن ، حاکم معرفی شده از سوی خداوند در رأس حکومت و همه‌کاره امور است. یعنی دیکتاتوری مطلق ولی معصوم از خطا و عالم به کل مصالح و صالح. دیکتاتوری که هرگز امر به خلاف و ستم نمی‌دهد. مثل حکومت پیامبر صلی الله علیه و آله و امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام.
اما در این آش شله قلمکار حکومت مردم سالار دینی که در نظام ما تعریف شده است، عملا رهبری جامعه از قدرت لازم الاجرا واقعی برای اصلاح امور برخوردار نیست. 
پاسخ:

سلامٌ علیکم؛

همین‌طور است. با آن چه فرمودید که زمین تا آسمان فاصله داریم ولی به‌نظرم با حدّاقل و کف هم بسی! یعنی عقلِ سلیم ایجاب می‌کند که رهبرِ یک جامعه، اختیار و مدیریّت داشته باشد!

۲۱ دی ۹۶ ، ۱۶:۵۹ جناب دچار
ممنون. من از بحث سیاسی خوشم نمیاد/ توی کامنتم هم فقط میخواستم همون یک نکته رو بگم که انگار کسی توجه نمیکنه :)
پاسخ:

بیشتر از همه خودتان توجّه ندارید!

۲۱ دی ۹۶ ، ۱۷:۱۲ جناب دچار
الان من برای توجه چیکار باید بکنم؟
پاسخ:
:|
سلام علیکم
فرمودید چرا دستورات رهبری پیگرد قانونی ندارد و وجه عملی پیدا نمیکند
وقتی نظرات رو خوندم دوستان اشاره میکردن قدرت رهبر محدود است یا میگفتن دولتی ها گوش نمیدن ...
خب ممکنه این دلایل هم باشه اما اصل نیست اینها اشکالات فرعی هست
رهبری با همین  قدرت فعلی که دارن میتونن خیلی توفبقات بیشتری داشته باشن اگر:
این اگر که میخوام بگم اصل هست , بارها و به کرات خود آقا هم تاکید داشتن...
الان فقط اشاره میکنم , تفصیلش ان شا الله در وب خودم اگه توفیفی بشه مطلبب در موردش خواهم نوشت
مردم باید قدرتمند بشن... الان توازن قدرت بین دولت و مردم برقرار نیست و دولت سازوکارش طوری هست که فسادزا هست لذا مثل این میمونه که شما پولها رو وسط خیابون پخش کنید و از پلیس انتظار داشته باسید دزدی ها رو کنترل کنه 
بخاطر این عدم توارن قدرت دولت فسادزا میشه و وقتی بستر فساد در جایی پهن بود طبیعی هست قوه قضاییه هم حریف نمیشه و این فساد به قوه قضاییه هم تسری پیدا میکنه.
بستر فساد در دولت با توازن قدرت بین دولت و مردم جمع میشه تاکید آقا بر روی مردم سالاری دینی برای همینه ...
قدرت گرفتن مردم یعنی چه؟
یکی از وزرای میرحسین نقل میکرد از امام خمینی: کشاورزی و صنعت و تجارت باید دست مردم باشد , پرسیدن تا چه حد؟
امام پاسخ داد :تمامش دست مردم باشد دولت فقط نطارت و کنترل کند...
دلیل عملی نشدن فرامین اقا , ضعیف بودن مردم و بزرگ بودن و تصدی گر بودن دولت هست... این ساختار ذاتا فساد زا هست
و با بیشتر شدن قدرت رهبری هم حل نخواهد شد
ان شا الله بحث مبسوطش رو در وبم خواهم نوشت
پاسخ:

علیکم السّلام؛

سپاس بابتِ مطالعۀ یادداشت و نظرات.

پاسخِ متفاوتی‌ست ولی آیا مردمِ قدرت‌مند، دیگر فسادزا نخواهند بود؟

مشتاقم آن یادداشتِ مفصّل را بخوانم.

۲۲ دی ۹۶ ، ۱۷:۵۴ سر به هوا!
داشتم رد می شدم گفتم عرض سلامی بکنم رفیق! :)
حرف هایی دارم که دیدم ضمن کامنتا هست، دیگه نمی نویسم :)
خودت خوبی؟ دلم برات تنگ شد یهو!
پاسخ:

سلام و مِهر و ارادت از من است، عزیزم!

:)

قربانِ تو و دلت! خوب شد دیدمت...

۲۲ دی ۹۶ ، ۲۱:۳۱ میثم علی زلفی
بنده ولایت فقیه غیر باسط الید را هم قبول دارم چه برسد به ولایت باسط الید .)
آنچه بنده قبول ندارم بسط یدِ ولی فی زماننا هذاست :))
پاسخ:

بله؛ متوجّه شدم. خیلی تفاوت دارند! :)

اگر میل و وقت دارید، خوشحال می‌شوم که بفرمایید، چرا الان نه؟

اینکه رهبر مثبت ها را تاکید کردند بابت امید افرینی بوده ...من از همتون بزرگترم سال 66 دانشجوی پزشکی بودم تو خوابگاه ما کسی اهنگ غیر مجاز و...دعا کمیل هم داشتیم البته منو دوستم بنیانگزار دعا بودیم ... تازه سخر های ماه رمضون همه پا میشدن و سر وصدا بود حالا پسرم تو یک شهر خیلی مذهبی قبول شده تو خوابگاه بچه ها علنی گفته بودن تو این اتاق همه چیز هست از می و ...مجبور شدم بالای یک میلیون هزینه کنم اپارتمان اجاره کنم ...ذکر مصیبت زیاده 
التزام اجرایی نداشتن سخنان رهبر به دلیل اینه که ایشونم میدونن دست یافتن به این موارد سخته و مدیریت بالایی میخواد اینکه متذکر میشن  هم بابت رسیدن به حد اقل هاست 
جالبه شهر شما به دلیل بی توجهی کاندیدای نازنینی که متاسفانه  رای نیاوردن سر منشا اغتشاشات شد البته ناخواسته 
پاسخ:

یعنی عدمِ التزامِ اجرایی، انتخابِ خودشان است؟ 

بیچاره مردم!

 

من این‌جا مجاورم.

نمی‌دانم. اطّلاع ندارم از منشأ و ابندای جریان. ولی به مردم حق می‌دهم! 

منظور من نزدیکان اون کاندیدای محترمه نه خودشون

البته انتخاب ناگزیر ...ریشه بسیاری از مشکلات ما اختلالات رفتاری و فرهنگیست که مشکلات اقتصادی این نواقص را علنی تر و گاه مخرب تر از قبل به نمایش میگذارد 
مثلا معضل فرهنگی وقتی در کنار عدم تامین اتیه اقتصادی قرار میگیرد رشوه ...اختلاس کلان ...وقس علیهذا 
به دنبال اصلاح هستیم ولی دستیابی به ان زمان بر و طولانیست گاهی هم دعواهای جناحی و یافتن مقصر باعث میشود نه تنها از اصلاح ابرو باز بمانیم که چشممان هم این وسط کور شود و متاسفانه قوز بالا قوز 
پاسخ:

من با شما همراه نیستم.

به نظرم، اگر مدیریّتِ قوی در رآس وجود داشت، حالا بسیاری از مشکلات را نداشتیم!

نکته ای هست که علیرغم میلم بهتون بگم ...اداره کشور بسیار سخت و نوانفرساست وپیچیدگی های خاص حودشو داره 
مثلا در ابان 95 اخبار ساعت 14 رونمایی از سند 2030 را نشون داد هیچ اعتراضی هم نشد ولی دقیقا 6 ماه بعد نزدیک انتخابات رهبر معترض شدند طبعا اقا مصالحی رو در نظر داشتن که ما حکمتشو نمیدونیم یا تاکیدات فراوانی روی حقوق نجومی کردند ولی از املاک نجومی اعطایی شهردار تهران به برخی از بزرگان که شامل عضو شورای شهر و مدیر شهرداری و نماینده مجلس بود یکبار هم چیزی نگفتن حکمتشو نمیدونیم ولی به رهبر اعتمادمون کامله . صبر و سکوت بهتره 
راه چاره اعتماد به فرمانده و رهبره که حکیمانه برخورد میکنن و دعا برای طول وعمر وعزتشون و فرح اماممون 
پاسخ:
اجباری در بیانِ نظر وجود ندارد!
نظرِ شما محترم است گرچه با آن موافق نیستم. 
حفظهُ اللّه و اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!
سوء تفاهم نشه عدم تمایل به نظر دادن به دلیل این بود که نمیخواستم مبحث جدیدی باز بشه ...مثلا برای 2030 از دوستان جناخ دیگر بسیار متهم گشته ایم که 6 ماه سند جلوی چشمتان بوده نزدیک انتخابات و سوء استفاده برای اخذ رای کردید....و ...و ...
فضای وبلاگ شما بیشتر ادبی و دلنشینه ...اگر چه حزب اله هم مبرا از اشتباه نیست ولی میزان خطایش کمتر بوده 
پاسخ:

بله.

لطف دارید و سپاس که می‌خوانید.

به‌نظرِ من، اشتباهاتِ حزب الله می‌تواند به مراتب ویران‌کننده‌تر باشد، چون به نامِ دین تمام می‌شود.

 

سلام
صحبت های اخیر آقا رو هم شنیدین؟
کاش اشاره ای بکنین بهش بااینکه میدونم وبتون فقط سیاسی نیست
موضعی دربرابر حرفاتون نمیگیرم چرا که موافقم با بیشترش و البته نظرات دوستان رو هم خوندم
پاسخ:

سلامُ علیکم؛

نخیر. کجا؟ آدرس بدهید، می‌خوانم.

سپاس بابتِ همراهی. 

بله کاملا موافقم بخصوص با اعتراضات اخیر به نظر میرسه وظیفه همموم سنگین تر شده
۲۸ دی ۹۶ ، ۱۸:۵۴ سوره کوثر
بحث به یک طرف؛ در بصیرت شما همین بس که شجاعت و جسارت طرح این پست رو دارید. شما رو با این سوال، انقلابی‌تر از خیلی دوستان سینه‌چاک گریبان‌دریده اما بی‌جواب می‌بینم. 
پاسخ:
بزرگوارید. 
سپاس بابتِ تأیید و همراهی.

ای بابا نیلو نباید کامنتارو ببندی

 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی