به ناراستی دامن آلوده‌ای...*

    حالا این جریانِ انتخابات به کنار، این که یک نفر در لباسِ پیغمبر، بدین آشکاری دروغ می‌گوید، خیلی خیلی اسفناک و زشت است! داشتم فکر می‌کردم که او چطور و چگونه با وجودِ این همه رسانۀ صوتی و تصویری، منکرِ گذشته می‌شود و بعد وقتی اسناد رو می‌شوند، آن را توجیه می‌کند؟ یادِ فرمایشِ مولا افتادم که از آثارِ دروغ، فراموشی و رسوایی است!   

مناظره را که تماشا می‌کردم، یادِ شهید رجایی و شهید بهشتی افتادم. کاش قالیباف و رئیسی هم رفیق می‌شدند و... البتّه به‌نظرم، رئیسی که روحانی است و سیّد است، رئیس‌جمهور باشد و این طرف و آن طرفِ جهان، جنبۀ تبلیغی و بین‌المللیِ شیعه را تقویت کند و قالیباف هم که فرمانده است و انقلابی، برود پیِ اقتصاد و مبارزه با مشکلاتِ داخلی.
هععی: از سَرِ این خیال درگذرم 
                                          دور به زین خیال‌ها، نظرم**  

* سعدی.
** نظامی.

۹ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

بخوان! به نامِ پرورنده ایزدت، کو آفریننده‌ست

خدای کعبه، ای یکتا!
درودم را پذیرا باش، ای برتر!
و بشنو آن‌چه می‌گویم:
پیامِ دردِ انسان‌های قرنم را ز من بشنو،
پیامِ تلخِ دختربچّگانِ خفته اندر گور،
پیامِ رنجِ انسان‌های زیرِ بار، وز آزادگی مهجور
 پیامِ آن‌که افتاده است در گرداب و فریادش بلند است: آی آدم‌ها!
پیامِ من، پیامِ او، پیامِ ما...
خدای کعبه، ای یکتا!
درونِ سینه‌ها یادِ تو متروک است
و از بی‌دانشی و از بزهکاری،
مقامِ برترین مخلوقِ تو، انسان،
بسی پایین‌تر از حدِّ سگ و خوک است
خدای کعبه، ای یکتا!
فروغی جاودان بفرست، کاین شب‌ها بسی تار است
و دستِ اهرمن‌ها سخت در کار است
و دستی را به مِهر از آستینی باز، بیرون کن
که بردارد به نیروی خدایی، شاید این افتاده پرچم‌های انسان را
‌فروشوید نفاق و کینه‌های کهنه از دل‌ها
در اندازد به بامِ کهنه‌گیتی، بلند آواز
برآرد نغمه‌ای هم‌ساز
فروپیچد به هم طومارِ قانون‌های جنگل را
خدای کعبه، ای یکتا! ...

 

* فرازی از نیمایی «خاستگاهِ نور»، سرودۀ «سیّد علی موسوی گرمارودی».

_ گرمارودی را اغلب، با اشعارِ آزادش می‌شناسند و قصایدش. ده یا دوازده نیماییِ خوب بیش‌تر ندارد که این شعر در وصفِ مبعثِ پیام‌برِ محبّت، از بهترین‌های آن و البتّه از بهترین‌های معاصر در این موضوع است. 

_ توضیحاتِ جالبِ شاعر در بابِ این شعر  +

_ سلام و عیدتان مبارک!

۷ موافق ۰ مخالف

حجمِ این شهر که امروز، پُر از عطرِ گُل است... *

غم را می‌توان بارها تقسیم و طبقه‌بندی کرد؛ عارف بود و از غمِ غم‌بَر گفت، حکیم بود و از غمِ بودن، روان‌شناس بود و از بیماریِ روح و... گاهی هم می‌توان غم را تلخ و شیرین خواند...

هست امّا نومیدوار، هست و هم نومیدوار (+)

 

 

* «بهمن محمّدزاده»

۲ موافق ۰ مخالف

حیف از تو ای قناریِ کوچک، بمیرمت! *

 



    کُلُّ ذَنبی أذنَبی أهویٰ عَلیّاً  **
 
 
_ بخوانید: +  +  + 

_ عرضِ تسلیت به ساحتِ مقدّسِ حضرتِ رحمةُ لِلعالَمین و الغیاث! 

_ «سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَیَّ مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ»

_ خدا را شکر، گرفتارِ تلگرام و اینستاگرام و چه و چه نیستم. اوّلِ سالی تصمیم گرفته‌بودم که دیگر اخبار هم کم‌تر ببینم و بخوانم، کم‌تر در اینترنت بچرخم، وبلاگ‌گردی کنم و... نشد! نتوانستم مقاومت کنم و سَرِ صبحی، این بلا بر سرم نازل شده! می‌خواهم مشرّف شوم خدمت امین‌الله؛ امامِ رئوف، حضرتِ خورشید! آن‌جا قدری ناله بزنم... سلام‌رسان و دعاگو خواهم بود، اِن‌شاءلله.

_ شما هم دعا کنید، برای فرج!  

 

*   امیری اسفندقه.

** تمامِ گناهی که مرتکب شدم، عشق به علی سلام‌الله‌علیه است! فرازی از شعری؛ سرودۀ «نور آملی» از لبنان، خوانده‌شده توسّط «میثم مطیعی». 

۱۶ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

آه، چوون ننالُم؟!

دلی دیرُم که بهبودش نمی‌بو
نصیحت می‌کِرُم، سودش نمی‌بو
به بادش می‌دهُم، نِش می‌بره باد،
نِش می‌بره باد
بر آتش می‌نِهُم، دودش نمی‌بو

 

(+)

 

* شعر: باباطاهر.

** آواز: شجریان.

** سنتور: مشکاتیان.

۲ موافق ۱ مخالف

انتخابیّه

این روز و روزگار، مدرسه‌روها هم وقتی می‌خواهند، در پایه و مقطعِ جدید ثبت‌نام کنند، باید امتحانِ ورودی دهند، مصاحبۀ شفاهی دارند و...

داشتم فکر می‌کردم، واقعاً چرا در مملکت برای انتخاباتِ ریاست جمهوری، آزمون و مصاحبه برگزار نمی‌شود؟ فکر کن چه عالی می‌شد، آقایانِ عزیزی که احساسِ وظیفه بیخِ گلویشان را گرفته و رگِ غیرت‌شان بیرون زده و برای خدمت به مردم، آرام و قرار ندارند، آزمون می‌دادند! 

حالا بیا فکر کنیم که منابعِ امتحانی، برای ریاستِ جمهوری چه باید باشد؟ 

مثلاً:

حفظِ قرآن و نهج البلاغه و آشنایی با تفسیر و تحلیلِ آن.

تسلّط بر احکامِ اسلامی و حکومت‌داری.

دورۀ کاملِ تاریخ اسلام و جهان.

آشنایی با مبانی اقتصادِ اسلامی و مکاتبِ غیرِ اسلامی.

بررسیِ سطحِ هوش و ذکاوت، شجاعت و جسارت، اندازۀ مهربانی و رقّتِ قلب و اگر ممکن بود و شد، غیرتِ طرف هم!

و  

سالِ قبل این‌جا نوشته‌بودم که به‌نظرم، هر کسی می‌خواهد رئیس‌جمهور و وزیر و وکیل و نمایندۀ مردم شود، باید مجموعۀ پنج جلدی «بر جادّه‌های آبیِ سرخ» را هم خوانده‌باشد و «میرمهنا»ی «نادر ابراهیمی» را بشناسد! 

 

منابعِ پیشنهادیِ شما برای آزمون چیست؟ :)

۱۱ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

در این فسوس‌آباد

به غیرِ دل که عزیز و نگاه‌داشتنی است

جهان و هر چه در او هست، واگذاشتنی است

 

نظر به هر چه گشایی، در این فسوس‌آباد،

دریغ و درد بر اطراف او نگاشتنی است

 

چه بسته‌ای به زمین و زمان، دلِ خود را؟

گذشتنی است، زمان و زمین گذاشتنی است

 

تو را به خاک زَند، هر چه را برافرازی

به غیرِ رایتِ آهی که برفراشتنی است

 

همین سرشکِ ندامت بود، دلِ شب‌ها؛

درین زمین سیه، دانه‌ای که کاشتنی است

 

به شُکرِ این که تو را چشمِ دل گشاده شده‌است

به هر چه هست، ز عبرت نظر گماشتنی است

 

کسی که دردِ دلش را فشرده، می‌داند

که دردنامۀ صائب به خون نگاشتنی است

 

اگر به خون ننویسی، به آبِ زر بنویس

که عزّتِ سخنِ اهلِ درد، داشتنی است

 

*   غزلی سرودۀ صائبِ تبریزی.

** عکس: اصفهان، آرام‌گاهِ صائب. 

    بیتِ ابتداییِ غزل را بر دیوارۀ مقبره، به خطِّ خوش نوشته بودند.  

۸ موافق ۰ مخالف

سرودِ حمد

اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا تَأْخُذُ وَ تُعْطِی

                              وَ عَلَى مَا تُعَافِی وَ تَبْتَلِی،

حَمْداً یَکُونُ أَرْضَى الْحَمْدِ لَکَ

                  وَ أَحَبَّ الْحَمْدِ إِلَیْکَ

                             وَ أَفْضَلَ الْحَمْدِ عِنْدَکَ،

حَمْداً یَمْلَأُ مَا خَلَقْتَ وَ یَبْلُغُ مَا أَرَدْتَ، 
             حَمْداً لَا یُحْجَبُ عَنْکَ وَ لَا یُقْصَرُ دُونَکَ،

                       حَمْداً لَا یَنْقَطِعُ عَدَدُهُ وَ لَا یَفْنَى مَدَدُهُ.

 

 

   پروردگارا! سپاس باد تو را؛ آن گاه که مى‌ستانى و آن زمان که عطا مى‌فرمایى. آن وقت که عافیت مى‌بخشى و آن گاه که مبتلا مى‌سازى.

 ستایشى که در نزدت پسندیده‌ترین ستایش‌ها، محبوب‌ترین و برترینِ آن‌هاست. ستایشى که سراسرِ عالم وجود را پُر کند و به آن پایه که خواسته‌اى برسد.

سپاسى که از تو پوشیده نماند و از رسیدن به آستانت باز نماند. ستایشى که شمار آن پایان نگیرد و افزون‌شدنش پایان نپذیرد...

 

* فرازی از خطبۀ 160 نهج البلاغه؛ امیر مؤمنان سلام الله علیه، ترجمۀ عبدالمحمّد آیتی.

* سلامُ علیکم؛ اعیاد گذشته، آینده و ماهِ پُر رحمتِ رجب بر شما مبارک و گوارا! 

* سپاسِ فراوان بابتِ لطف و احوال‌پُرسی‌ها! خدمتِ دوستان می‌رسم، اِن‌شاءلله. 

۷ موافق ۰ مخالف

می‌روم گریه کنم، چشم فرو می‌ریزد...

لب اگر باز کنم، سِرِّ مگو می‌ریزد
                می‌روم گریه کنم، چشم فرو می‌ریزد
چند ماه است که در راهِ گلویم خار است

               
چشمِ من بغضِ دلش را به گلو می‌ریزد
جوی‌ها در همه‌جا روی به دریا دارند
                
این چه دریاست که یک‌باره به جو می‌ریزد؟
بی‌خبر از نفسِ سوخته‌حالان مگذر
                خاصّه صبحی که سبو پشتِ سبو می‌ریزد

این‌قدر پشتِ سَرِ سوخته‌گان حرف مزن!
                   
من اگر ها کنم، از آینه هو می‌ریزد...

                                                                                (علی‌رضا قزوه)

 

_ ابیاتی از غزلی که بسی دوست می‌دارم. البتّه شاعر آن را در سوگِ کودکانِ یمن سروده است.

_ «گریستن، هلیا! تنها و صمیمانه گریستن را بیاموز!»  (نادر ابراهیمی)

۷ موافق ۰ مخالف

به حُسن و خُلق و وفا کس به یارِ ما نرسد...

مقدّمهچینی میکرد و صغری کبری میآورد که: بیدین هم میتوان اخلاقی بود.

گفتم: بله خب؛ بیخدا هم، میتوان اخلاقی زندگی کرد، حتّی معنادار، حتّیتر معنوی امّا طُرُقِ متعالیِ معناداری و معنوی‌زیستن هم بدونِ خدا ممکن است؟

پذیرفت امّا نه باورم را و تنها پاسخم را قبول کرد. همراه با یک سؤال: چرا اخلاقِ با این تعریف، میانِ خداباوران با آن همه ادّعا، اینقدر کمیاب است؟ راست میگفت! حتّی در حوزه هم که مدّعیِ دینمداریست و محلّ پرورشِ نمایندگانِ دین، این اخلاق کیمیاست و بیش از آن که معلّمِ اخلاق داشته باشیم، فقیه داریم...

    بعد از سوالِ او حالا به ذهنم رسیده که علاوه بر دیریابیِ اخلاقِ متعالی در میانِ متدیّنان، از آن استفادۀ ابزاری هم میشود؛ یعنی همین تعریفِ زیبای اخلاقِ متعالی وسیلهایست برای به دست‌ آوردنِ قدرت! علاوه بر نهادِ قدرت، افرادِ عادّی هم البتّه اینگونهاند. بسیاری از ما از اخلاق میگوییم، مینویسم و یا آن را بازی می‌کنیم؛ زیبا، پُرطمطراق و حرفه‌ای امّا در عمل، در زندگیِ واقعی و حقیقی به دلایلِ مختلفِ منفعت‌طلبی، روان‍شناختی، تفسیرها و برداشتهای شخصی و... کمتر سراغش میرویم و آن را پیاده میکنیم. 

     پُرواضح است، منظورم اصولِ ابتدایی تعاملاتِ انسانی نیست که آن را در اخلاقِ منهای خدا و دین هم میتوان داشت؛ منظورم آن اخلاقِ محمّدی صلیاللهعلیه و آله و السلّم و آن حُسنِ خُلقِ علوی سلام الله علیه و آله است...

 * هرکس از اخلاق تعریفی دارد. من می‌گویم اخلاق و انسانیّت؛ یعنی: مهربانی! مهربانی مهم است. مهربانی حیاتی است. مهربان که باشی؛ دروغ نخواهی گفت، حسادت نمی‌کنی، خائن و بی‌وفا نیستی، ترسو و سست‌رأی نمی‌شوی و... بیا مهربان باشیم!

۸ نظر ۴ موافق ۰ مخالف
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان