بدرود ای گرامی‌ترین اوقاتِ همراه، ای بهترین ماه!

  اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ،
وَ اجْبُرْ مُصِیبَتَنَا بِشَهْرِنَا،
وَ بَارِکْ لَنَا فِی یَوْمِ عِیدِنَا وَ فِطْرِنَا،
وَ اجْعَلْهُ مِنْ خَیْرِ
یَوْمٍ مَرّ عَلَیْنَا أَجْلَبِهِ لِعَفْوٍ،
وَ أَمْحَاهُ لِذَنْبٍ، وَ اغْفِرْ لَنَا مَا خَفِیَ مِنْ ذُنُوبِنَا وَ مَا عَلَنَ

 عنوان و متن، فرازی از نیایش 45، صحیفۀ سجّادیّه. 
 عیدتان مبارک! نمازِ فردایتان گوارا!     

* دعا کنیم که به‌زودی، خدمتِ قطبِ عالَمِ اِمکان، جشن بگیریم و عید کنیم! 

۵ موافق ۰ مخالف

تناسی


۵ موافق ۰ مخالف

جولیا پطرس در تلویزیون! :)

در آشپزخانه مشغولِ کار و بارم بودم که آهنگی از تلویزیون پخش شد. همان‌طور پشت به تلویزیون، اوّل از ذهنم گذشت که چقدر آشناست! بعد با خودم گفتم، حتمی اشتباه می‌کنم! مگر می‌شود که از تلویزیون، آهنگِ «مقاومت»ِ «جولیا» را پخش کنند؟ سریع سَر برگرداندم و دیدم کلیپی‌ست از تصاویرِ مردمِ فلسطین و ملّتِ خودمان و حملۀ دوازدهم رمضان‌المبارک و... کلّی ذوق کردم. آستانِ آهنگ که رفت، مَردی شروع کرد به خواندن با همان ملودیِ جولیا و حتّی سعی می‌کرد که تحریرهای او را هم تقلید کند! وسط‌های آهنگ هم شعر به زیانِ عربی و انگلیسی شد. خنده‌ام گرفت! خوب نبود. صبر کردم که کلیپ تمام شود و نوشتند که «محسن توسّلی» خوانده است ولی خبری از شاعر نبود و همین‌طور سازندۀ آهنگ که برادرِ جولیاست و حتّی اشاره‌ای هم به آهنگ و کارِ او نشده‌بود! 

جولیا پطرس خوانندۀ ضدِّ اسرائیلیِ اهلِ لبنان است که آهنگِ معروفِ «احبّایی» را خوانده، همان آهنگی که  نامۀ سیّد حسن نصرالله به حزب الله را تبدیل به شعر و ترانه کرده‌است و شهرتِ جهانی دارد. 

شعری هم که جولیا در آهنگِ مقاومت می‌خواند، بسی زیبا و حماسی است: 

عابَ مجدَکَ بالمذلّة و الهزائم

حینما هبّ الجنوبُ لکی یقاوم

إنّ تاریخ الإباء غیرُ نائم

یکتبُ عن أرضِنا أرض الملاحِم

إنّ أهل العزمِ إن تدعى العزائِم

هذا سیفی بالوغى بالموتِ قائم

إنَّ شعبی کلَّهُ وطنٌ مقاوِم

ما ارتضى غیرَ المعزَّةِ و المکارِم

ما رکنّا للمذلّةِ لم نساوِم

و انتصرنا رغمَ عُدوان المُهاجِم

فلیرى الأحرارُ یا کلَّ العواصِم

کیفَ یغدو المجدُ فی الأوطانِ دائم

 

این هم آهنگِ اصلی و صدای جولیا: دریافت

در آپارات، فایلِ تصویری را ببینید، کیف و حظّش چند برابر می‌شود. البتّه هم آهنگِ مقاومت هست و هم احبّایی.  (+)

* ترجمۀ دو شعرِ مقاومة و احبّایی در بخشِ نظرات اضافه شد.

* آن کلیپِ پخش‌شده از تلویزیون. (+)

۱۷ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

نگهبانی آماده!


ما یَلفِظُ مِن قَولٍ اِلّا لَدَیهِ رَقیبٌ عتیدٌ

هیچ سخنی را به زبان نمی‌گوید، جز این که نزدِ آن

نگهبانی آماده است.

 

سورۀ مبارکۀ ق؛ آیۀ 18.

۲ موافق ۰ مخالف

وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ


بشنوید!(+)

 

* تصویر: سنگ‌نوشتۀ مزار شهید حسن تهرانی‌مقدّم، پدرِ موشکی ایران است.

** از وقتی خبر را شنیدم، به لبخندِ زیبای کودکانِ معصوم و مظلوم‌مان فکر می‌کنم... این لبخند، این خوشحالی و افتخار را مدیونِ شُهدا هستیم!

۹ موافق ۰ مخالف

ای روشنِ خدا!

پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی‌شناختم
که عمود بر زمین بایستد
پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده‌بودم
که پای‌افزاری وصله‌دار به پا کند
و مَشکی کهنه بر دوش کشد
و بردگان را برادر باشد
آه، ای خدای نیمه‌شب‌های کوفۀ تنگ!
ای روشنِ خدا،
در شب‌های پیوستۀ تاریخ!
ای روحِ لیلة‌ القدر
حتّی اِذا مَطلعِ الفجر
!
به پای تو می‌گریم،
با اندوهی والاتر از غم‌گزایی عشق و دیرینه‌گیِ غم
برای تو با چشم همۀ محرومان می‌گریم؛
با چشمانی یتیمِ ندیدنت...

 

فرازی از سپیدی؛ سرودۀ: سیّد علی موسوی گرمارودی

۶ موافق ۰ مخالف

از جنایت‌ها

رسیدم به سورۀ مبارکۀ «مائده»، آن‌جا که می‌فرماید:  هرکس کسى را بی‌گناه بکشد، مانند این است که همۀ مردم را کشته و هرکس کسى را زنده بدارد، مانند آن است که همۀ مردم را زنده داشته‌است.

داشتم فکر می‌کردم که حتمی این کشتن و زنده‌کردن، تنها به معنای مادّی و جسمی نیست؛ گاهی ما در زندگی با نگاهی، سخنی یا عملی دیگری را کشته یا زنده کرده‌ایم! مصداقِ آن هم شاید یک لبخند، یک همراهی و حمایتِ صادقانه، یک قضاوتِ منصفانه، یک کمک و خدمتِ خالصانه... یا یک بی‌مِهری، یک دروغ و تهمت، یک خیانت، یک فریب و نیرنگ، یک دل‌شکستن... باشد.

پناه بر خدا! شاید اگر می‌توانستم ملکوتِ لحظات و آناتِ خود را ببینم، می‌دیدم که دست‌هایم به خونِ کسانِ دیگر و یا حتّی خودم آغشته‌است! من کسی را جایی، زمانی کُشته‌ام... 

این‌ معنا از ذهنم گذشت، در پیِ حدیث و روایتی در اینترنت بودم که این‌ها را یافتم:

_ پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: هرکس دلِ مؤمنی را که غم و اندوه دارد، شاد کند، خداوند دلِ او را در روزِ قیامت شاد می‌کند.

_ امام صادق علیه‌السّلام: هرکس خانۀ خدا را طواف کند، خداوندِ عزّوجلّ شش هزار حسنه برای او می‌نویسد و شش هزار گناه از او می‌آمرزد و شش هزار درجه به وی عطا می‌فرماید و شش هزار حاجت از او برآورده می‌سازد. امّا گره‌گشایی از کارِ یک مؤمن، ده برابرِ این طواف فضیلت دارد.

_ پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم: کسی که مؤمنی را اندوهگین سازد، سپس دنیا را به او ببخشد، این بخشش، گناهِ او را جبران نمی‌کند و پاداشی هم برای او نخواهد داشت.
امام صادق سلام الله علیه: اگر دلی را شکستید، نمی توانید آن را جبران کنید حتّی اگر همۀ دنیا را به او بدهید.

امام رضا علیه‌السّلام: هرکس به ناحق مؤمنی را برنجاند، مانند این است که خانۀ کعبه و بیت المعمور را ده بار ویران کرده و مثل این است که هزار مَلَک از ملائکۀ مقرّبِ الهی را به قتل رسانده‌است.

۱۴ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

جنگِ مذهبیِ سی ساله

_ مفهومی داریم به نامِ جنگِ مذهبیِ سی ساله که دو سه سالِ آن گذشته و بیست و اندی باقی است...

_ سطحِ تهدیدِ آمریکا در بابِ ایران، از میز به مرکزِ مأموریّت تغییر کرده‌است...

_ ناتوی عربی: در مرداد 1385، «توماس برنت»، در کنفرانسی کتابِ خود به نامِ «نقشۀ جدیدِ پنتاگون» را معرّفی کرد و در آن گزارش، بیان کرد که کلیدِ گشایشِ خاورمیانه و یا جهانِ اسلام، ایران است و سناریویی را با ده مؤلّفه تشریح کرد که باید ناتوی آسیایی شکل بگیرد و تا سال 2020، رژیمِ ایران عوض شود و سیستمی امنیّتی و یک پارچه در تمامِ جهان شکل گیرد... 

دیروز، در برنامۀ محترمِ «راز»، آقای «نادر طالب‌زاده» با دکتر «حسن عبّاسی»، در بابِ چراییِ حمله به مجلس و... گفتگو داشتند و چند سطرِ بالا، طرحِ ابتداییِ بحث است و ذیلِ آن، توضیحات و اطّلاعاتِ بسیار خوبی داده‌می‌شود. پیشتر در همین آبگینه نوشته‌بودم که از شریف‌ترین و محترم‌ترین برنامه‌های تلویزیونِ ما، کارهای «عصر»، «راز»، «افقِ نو» و... است.  

پیشنهاد می‌کنم که گوش کنید و یا ببینید: (+)   

 

_ 13، 14 و 15 ماهِ مبارک، وقتِ خواندنِ دعای «مجیر» است. دعا بس زیباست و سراسر تسبیح و تقدیس. مجیر را هم که می‌دانید؛ یعنی زنهاردهنده، پناه‌دهنده و فریادرس...

۶ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

رفیقِ عشق

    مَلیکةُ العرَب، سیّدة القریش، سیدة النّسوان، صدّیقۀ طاهره، راضیۀ مرضیّه، حضرت خدیجۀ کبری سلام‌الله‌علیها؛ هم او که زیبایی و ثروتش، تعقّل و مدیریّتش شهرۀ آفاق بود و هر آن چه داشت، در راهِ محبوبِ خود، همسر و سرورِ بی‌همتایش، پیامبرِ مِهر و رحمت صرف کرد، هم او که در روزگارِ ظلمت و کفر، اوّل زنِ مشرّف به نورِ ایمان و ولایت بود و پروردگار و جبرئیلِ امین بر او سلام و درود فرستادند؛ فردا روزی در «شعب ابی‌طالب» به خاطرِ شرایطِ بسیار سختِ معیشت و بیماری به شهادت رسید و همه را سوگوارِ خود نمود. خاتم‌الانبیا تا پایانِ عمرِ مبارک‌ش، هر زمان که نامِ بانوی مهربانش را می‌شنید، چشمانِ مطهّرش به اشک می‌نشست!
به یاد دارم که در «مکّه»، ما را به قبرستانِ حضرت «ابوطالب» علیه‌السّلام بردند امّا مخفیانه و بسیار کوتاه... از پشتِ میله‌ها و دیوارها، به آن دورها، به آن مزارِ مطهّر و غریب می‌نگریستم، می‌گریستم و فکر می‌کردم به عاشقانه‌های بانو، به مشقّت‌ها و رنج‌هایی که کشیده‌است، به آزار و اذیّت‌های قریش، به لحظاتِ تولّدِ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، به روزِ وداع با رسولِ خدا و...
    
بانوجانم، بانوی مهربان و عاشقم! دوستت دارم، بسی و بسیار دوستت دارم...
- ابیاتی منسوب به بانو در وصفِ محبوب و پیام‌برش:

فلو انّنی امسیتُ فی کلّ نعمه     و دامت لی الدّنیا و تملک الاکاسرة
فما سَویت عندی جناح بعوضه      اذا لم یکن عینی لِعَینکَ ناظرة

«تمام نعمت‌های دنیا و پادشاهیِ پادشاهان در نظرم هیچ ارزشی ندارد، زمانی که چشمانم بینندۀ چشمانِ تو نباشد.»

۱۳ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

بهارِ منجمد *


     من بارِ دیگر، در برابرِ این مجموعۀ حیرت‌انگیز از خود پرسیدم: به چه معنایند این نقش‌ها و رنگ‌ها؟ ترکیبِ ریاضی‌وار، مجرّد، پُر از کنایه و ابهام و اشاره و راز که در آن همه‌چیز به نقش ترجمه شده‌است: هم دنیای خواب و هم دنیای بیداری، هم ضمیر آگاه و هم ضمیر ناخودآگاه، هم گذشته و هم آینده.

چه می‌خواهند بگویند این بوته‌ها و خط‌ها و اسلیمی‌ها که در هم می‌پیچند، به هم می‌پیوندند و باز می‌شوند و می‌روند و باز می‌گردند؛ مانندِ رگ‌های یک بدنِ زنده و سرانجام در نقطه‌ای گم می‌شوند، بی آن که بتوان ردِّپای آن‌ها را تا به آخر دنبال کرد؟ تنها جوابی که می‌یابم، این کلمه است: بهشت؛ این نقش‌ها و رنگ‌ها، آرزو و رؤیای جهانی بهتر را در خود دارند. جهانی شبیه به بهشت که در آن کوشیده شده‌است تا «ناپیدا کران» در محدود جای گیرد و لانه‌ای برای «نامحدود» جسته شود.

در قعرِ ضمیرِ سازندگانِ بنا می‌بایست به نحوِ ناآگاه، آسمان به زمین پیوند بخورد و نمازگزاران و بینندگان و حاجت‌مندان  ساعتی بروند به عالمِ بالا، به جایی که در آن رنج و غم و پیری و زوال و احتیاج را راهی نیست. در ضمیرِ سازندگانِ بنا آرزویِ شکستنِ محدودیّت بشری است پای‌بندِ تن، دست‌یافتن به رهایی و  عروج!

 

 

* بهارِ جاویدان در این رنگ‌ها و نقش‌های کاشی‌ها جای دارد.

** از زیباترین و خواندنی‌ترین سفرنامه‌های زبان فارسی، کتابِ «صفیر سیمرغ»، نوشتۀ دکتر «اسلامی ندوشن» است. بخوانید و گوارا!  

*** عکس را از مسجدِ امام اصفهان گرفتم.

۱۱ نظر ۵ موافق ۰ مخالف
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ
عَجِّل فَرَجَهُم!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان